ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٦٥ - مقاله ثانيه در شرح بعضى از احوال پريشانى خود اين دار ابتلاء
كه متضمن امر بود به توجه به وجهت آن قبله و شتافتن بسوى حريم آن كعبه آمال، اگر چه عنوان، طلب ترويج جمعه و جماعات و نشر علوم دينيه و تعليم شريعت بود، اما از مطاوى آن بوى استغراق در بحر بىساحل و گرفتار شدن به جنگ نهنگ مقاسات اكفا به مشام حدس مىرسيد.
عقل در چار سوى تحير متردد شد و طبع در شش جهت [سرگردانى] تزلزل حيران، در اين حيرت و تردد بود كه ناگاه نسيم صباى ايمان كه همه به ميامن لطف او بود از مشرق، نفس رحمانى بسوى عالم جسمانى وزيدن گرفت و حجاب از رخسار مخدرات گشود، با آنكه آب حيات از جويبار لطافتش نمىبود، آتش اضطرار [اضطراب] در نهاد اين خاكسار افكند و دوست ديرينه درد كه ساكن خرابه دل سوختگان مىباشد، سر از جيب ملامت بر آورده، آغاز عتاب نهاد كه با وجود استجماع اسباب عزلت از گنج قناعت و گنج فراغت و گنج آزادهگى طهارت اذيال اعمال، و حوايت فنون علم و احوال، در سن شيخوخت، همتى كه در اوايل احوال سر آرزو به نعيم كونين فرو نياوردى چه دست داد كه پايمال كشاكش حدثان بدين گونه شود.
|
با وجود خاكسارى شرم باد از همتت |
گر به آب چشمه خورشيد دامن تركنى |
|
در اين بود كه باز حاكم فرمانرواى عقل در آمد و از مؤداى نص فرموده «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»[١] نكته آشكار كرد، به نسيم لطفش اشواك اين شكوك و امثال اين شبهات از پيش راه دور شود.
ملخص تحقيقش آنكه رابطه روان بخش ايمان به شرع مطهر محمدى ٦، وقتى صورت استحكام پذيرد كه مؤمن با هر يك از كاينات كه در مراتب
[١] - مائده/ ١.