ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٦٣ - مقاله ثانيه در شرح بعضى از احوال پريشانى خود اين دار ابتلاء
و ايضا در قرآن و حديث وارد شده كه هر كه علم محتاج اليه مردمان را بعد از بيان به ايشان نرساند ملعون خدا و لا عنان است[١]، و حق تعالى جهال را مؤاخذه نمىكند بر اعمال نكوهيده تا علما را مؤاخذه نكند بر ترك تبليغ به ايشان[٢].
هر آينه واجب شد حكم عقل شنيدن و قلم وار كمر كفايت آن مهم بسته، ايستادگى نمودن.
|
من خدمت جانان كنم |
آن را كه گويد آن كنم |
|
|
چيزى دگر خواهد چو دل |
در كام دل آن بشكنم |
|
بنابراين مشغول تدريس حديث اهل عصمت- سلام اللّه عليهم- و تأليف كتب و رسايل مشتمل بر نصايح و فوايد دينيه و ترويج جمعه و جماعات و سياسات مدنيه كه در آن تأكيدات شديده و تشديدات وكيده نمودهاند، به قدر مقدور گرديده گاه با جمعى از خواص در گوشه قريه، از اين قسم عبادات توشه بر مىبست، و گاه در وسط بلد، با فرقه [اى] از عوام در اين نمط خدمت بسر مىبرد، و در اين مدت بر بام تجرد و آزادى، طبل استغنا مىزد و كنگره قدر خود را از آن بلندتر مىدانست كه گرد حطام دنيا گرد آن تواند گرديد [بر آمد].
ناگاه روزى از مقربان بارگاه شاه جنت مكان، فردوس آشيان، سلاله دومان مصطفوى و نتيجه خاندان مرتضوى «شاه صفى»- تغمده اللّه بغفرانه-
[١] - بقره/ ١٥٩، إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ.
[٢] - الكافى ج ١ ص ٤١ باب بذل العلم: عن ابى عبد اللّه( ع): قرات فى كتاب على( ع):
ان اللّه لم يأخذ على الجهال بطلب العلم حتى اخذ على العلماء عهدا ببذل العلم للجهال لان العلم كان قبل الجهل.