ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٦١ - مقاله ثانيه در شرح بعضى از احوال پريشانى خود اين دار ابتلاء
و بحمد اللّه كه بوسيله اين شكستگى، حق سبحانه، پيوسته توفيقات ارزانى داشت و بالجمله مدتى در مواطن بلاد گشت و در يوزه علم و كمال از بواطن [عباد كرده] هر جا بزرگى به انگشت اشارت نشان دادند كه نوعى از علم و كمال پيش او هست، سحبا على الهمام لا مشيا على القدم، رفت و به قدر مايه و استعداد بهره يافت.
|
تمتع به هر گوشهاى يافتم |
ز هر خرمنى خوشهاى يافتم |
|
|
ما قدم از سر كنيم در طلب يار |
راه بجائى نبرد هر كه به اقدام رفت |
|
تا آنكه در بلده طيبه قم به خدمت صدر اهل عرفان و بدر سپهر ايقان «صدر الدين محمد شيرازى»- قدس اللّه روحه و سره- كه در فنون علم باطن، يگانه دهر و سر آمد عصر خود بود، رحل اقامت افكند، مدت هشت سال ماند و به رياضت و مجاهده مشغول شد تا فى الجمله بصيرتى در فنون علم باطن يافت.
|
شبان وادى حيرت گهى رسد بمراد |
كه هشت سال بجان خدمت شعيب كند |
|
و آخر به شرف مصاهرت ايشان سر آفراز گرديد.
باز چون مشار اليه از قم به شيراز تكليف نمودند و بدانجا اقامت فرمودند، به مقتضاى «فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ»[١] به شيراز رفته، قريب به دو سال ديگر در خدمت با بركات ايشان به سر برده و از انفاس طيبه ايشان بسى استفاده نمود و قبل از سفر شيراز و بعد از آن در كاشان به رعايت ناموس خاندان مشغول مىبود، و از آنجا به فراغت قناعت مىگذرانيد، چه از روى
[١] - قصص/ ٢٧.