عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٦ - حجاب نورانى و حجاب ظلمانى
جذب در لغت به معنى كشيدن و از جايى به جايى بردن و سير به سرعت و غيره است.
و صفت توحيد يعنى پاك شدن عارفان سالك از هرگونه شائبه شرك خفى و جلى و از هر توجه جز توجه به خدا و فراغ كامل قلب از هرچه به غير عشق و شهود حق و مشاهده آن حسن مطلق است.
پس معنى كلام گهربار، آن درياى بىپايان عرفان است كه حقيقت را كسى درك خواهد كرد كه عشق احديت او را مجذوب به عالم خود كند و از توجه به عالم كثرتش به كلى فارغ سازد و وحدانى الجهت به شطر كعبه مقصود كشاند و در عبارت اشارت است كه تا محبت و عشق و جذبه مقام احديت به لطف خاص ازلى شامل حال اهل سلوك نگردد، به كوشش و جد و جهد تنها وصول به اين مقام ميسر نيست، بلكه در هيچ مرحله به جد و كوشش، بىلطف و عنايت حق به جايى نتواند رسيد.
بنابراين آن جناب كميل را به اين سر الهى آگه مىسازد كه وصول به مقام حقيقت كه منتهاى مقصد سالكان راه خداست، به جذب احديت عارف را ميسر شود و تا آن جذبه پنهانى معشوق، عاشق را دعوت نكند، عاشق قدم به كوى وصال نگذارد و عشق معشوق چون به عاشق رخصت ديدار دهد، در مرحله ثانى عشق عاشق پديد آيد، وسالك تا طى مراتب عشق و سير مقامات عاشقى نكند، هرگز به مقام وصال نرسد و به خلوتگاه شهودش راه ندهند و خلاصه نخست حب حق به خلق و جذبه عشق او كه اثر عشق به ذات خود است، مبدأ عشق عاشق است، آنگاه عشق و شوق عاشق منشأ سير و صعود او به درگاه شهود است.
باز كميل را شوق و هيجان افزوده گشت و از حضرت توضيح بيشتر خواست، حضرت فرمود:
نور يشرق من صبح الأزل فيلوح على هياكل التوحيد آثاره،
يعنى آن