عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٩ - محبت در قرآن
[و الذين آمنوا أشد حبا لله][١].
ولى آنان كه ايمان آوردهاند، محبت و عشقشان به خدا بيشتر و قوىتر است.
ايمان آورندگان چرا نهايت عشق را به خدا نداشته باشند؟ مگر جز حضرت حق كسى مىتواند چنين صفاتى داشته باشد:
خالق، بارى، مصور، اول، آخر، ظاهر، باطن، رازق، بديع، مقدر، مدبر، حكيم، مطهر، منور، ميسر، مبشر، منذر، مقدم، مؤخر، عاصم، قائم، دائم، راحم، سالم، حاكم، عالم، قاسم، قابض، باسط، غنى، وفى، على، ملى، حفى، رضى، زكى، بدى، قوى، ولى، احد، واحد، شاهد، ماجد، حامد، راشد، باعث، وارث، ضار، نافع، مانع، دافع، رافع، صانع، سامع، جامع، شافع، واسع، موسع، جليل، جميل، وكيل، كفيل، دليل، قبيل، مديل، منيل، مقيل، محيل، غافر، ساتر، قادر، قاهر، فاطر، جابر، ذاكر، ناظر، ناصر، عفو، غفور، صبور، شكور، رؤوف، عطوف، مسئول، ودود، سبوح، قدوس، ناطق، صادق، فالق، فارق، فاتق، راتق، سابق، سامق، سميع، رفيع، منيع، كبير، قدير، خبير، مجير[٢].
مگر انسان با شناخت اين صفات به اين معنى نمىرسد كه همه چيز انسان اوست و غير او چيزى نيست، در اين صورت چرا انسان كمال عشق را به فرموده آيه شريفه، مخصوص به حق نگرداند.
اين نكته را نيز نبايد ناگفته گذاشت: آنان كه از طريق معرفت عاشق حقند، خداوند هم عاشق آنان است و در حقيقت اين عشق طرفينى است، عشق عبد به حق و عشق حق به عبد، خداى بزرگ در قرآن مجيد در ده مورد به بندگان عزيزش،
[١] -بقره( ٢): ١٦٥.
[٢] -دعاى جوشن كبير.