عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٦ - حقيقت باطن عارفان
عارف: انسانى است كه جز خدا نبيند و جز خدا نداند و جز خدا نخواهد، و جز خدا نگويد و جز خدا نشنود و جز به خدا ميل نكند و جز به سوى خدا نرود.
عارف: آگاه به حقوق حق و خلق و رعايت كننده هر دو حقوق در تمام زمينههاى حيات و زندگى است.
عارف: دقيقهاى از عمر هدر ندهد و جز خواسته حضرت رب العزه نطلبد و به غير صراط مستقيم نرود و از عاشقان جمال جدا نشود و از هدايت گمراهان و علاج بيماران غفلت نكند.
عارف: براى خدا بندهاى است نيكو و براى خلق خدا انسانى است خوشخو.
عارف: هم چون زمين منبع فضل و فيض و چون خورشيد حرارتبخش و چون باران بهاران منشأ خير و بركت.
عارف: هم چون زنبور عسل نوشش براى دوستان و نيشش براى دشمنان است.
عارف: غرق در درياى اطاعت، وجودى است متحد با عبادت، حقيقتى است متصف به كرامت و براى خلق خدا دريايى است از بركت.
عارف: انسانى است والا و در آدميت و انسانيت در افقى است بالا و در ميان مردم گوهرى است اعلا و براى جامعه انسانى چراغى است راهگشا.
عارف: گلى است بىخار، براى دين ياور با منفعتى است و يار، در سخن گفتن با مردم موجودى است هشيار، در ميان غفلتزدگان انسانى است بيدار، در برخورد با خلق خدا منبعى است ديندار، در راه حق موجودى است پركار و واقعيتهاى هستى را نقطه پرگار و در باغ انسانيت درختى است پربار و از تمام حركاتش صفات خداوندى نمودار.
عارف: فرمان حق را برده، در اين پيشگاه دل سپرده و جان به عشق محبوب