عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٩ - ١ - خوف از پيش آمدن خطر براى مردم
شده:
إن أخوف ما أخاف على أمتى: الهوى وطول الأمل، أما الهوى فإنه يصد عن الحق وأما طول الأمل فينسى الآخرة وهذه الدنيا قد ارتحلت مدبرة وهذه الآخرة قد ارتحلت مقبلة ولكل واحدة منهما بنون فإن استطعتم أن تكونوا من أبناء الآخرة ولا تكونوا من أبناء الدنيا فافعلوا فانكم اليوم فى دار عمل ولا حساب وأنتم غدا فى دار حساب ولا عمل[١].
ترسناكترين چيزى كه نسبت به آن بر امتم مىترسم دو چيز است: هواى نفس و آرزوى دراز، هواى نفس شما را از قرار گرفتن در مدار حق بازمىدارد، در اين صورت از شما منبعى آلوده به هر گناه مىسازد، و آرزوهاى طولانى شما را از آباد كردن خانه آخرت بازمىدارد.
اين دنيا در حال گذشتن، آخرت در حال ماندن است و براى هريك از اين دو فرزندانى است و اگر مىخواهيد فرزند آخرت باشيد، واز ضربههاى دنيا مصون بمانيد، به دستورات خداوند عمل كنيد؛ زيرا امروز در خانه عمل هستيد و حسابى بر شما نيست، ولى فردا در خانه حساب هستيد و قدرتى بر انجام يك عمل در آن روز براى شما نيست.
از على ٧ در پايان يكى از خطبهها چنين نقل شده:
وإن أخوف ما أخاف عليكم اثنتان اتباع الهوى وطول الأمل فتزودوا فىالدنيا من الدنيا ما تحرزون به أنفسكم غدا[٢].
وحشتناكترين چيزى كه مرا نسبت به شما ترسانده، پيروى از هواى نفس و آرزوهاى طولانى است، از دنيا براى رهايى از عذاب فردا توشه برگيريد، وقت خود را در دنيا به ايمان و عمل صالح تمام كنيد.
[١] -بحار الأنوار: ٧٠/ ٩٠، باب ١٢٢، حديث ٦٣؛ الخصال: ١/ ٥١ حديث ٦٢.
[٢] -نهج البلاغة: خطبه ٢٨.