عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٤ - خطبه همام
عصيان آنان بىزيان بود، پس بر وفق عدل و رحمت و به صرف لطف ازلى، وسائل معيشت را در ميان مردم قسمت كرد و هركسى را در خور شأنش مقامى داد.
فالمتقون فيها هم أهل الفضائل،
در ميان مردم جهان، تنها پارسايان را بر ديگران برترى و فضيلت بخشيد.
|
روان پارسايان زان ميانه |
شدى تير محبت را نشانه |
|
|
گروهى دل زنقش ما سوا پاك |
به باغ عشق چون گل سينه صد چاك |
|
|
خدا آن نيكوان را سرورى داد |
به انواع فضائل برترى داد |
|
\*\*\*
|
يكى دان زان فضيلتهاى بسيار |
كه آنان راست دائم صدق گفتار |
|
|
نخستين وصف خوبان راستگويى است |
نكو بشنو كه اين وصف نكويى است |
|
|
كسى را كاين نكويى در زبان است |
زهر نيكويى اندر وى نشان است |
|
|
هر آن كس را كه باشد صدق گفتار |
در او يابى صفات نيك، بسيار |
|
|
دلى كز عشق روشن، آفتاب است |
فروغش بر زبان صدق و صواب است |
|
منطقهم الصواب، وملبسهم الإقتصاد، ومشيهم التواضع، غضوا أبصارهم عما حرم الله عليهم، ووقفوا أسماعهم على العلم النافع لهم، نزلت أنفسهم منهم فى البلاء كالتى نزلت فى الرخاء، ولولا الأجل الذى كتب الله عليهم لم تستقر أرواحهم فى أجسادهم طرفة عين شوقا إلى الثواب، وخوفا من العقاب،
گفتارشان از روى راستى است، زندگى به اقتصاد گذرانند، با خلق خداى به تواضع و فروتنى باشند، چشم از آنچه خدا بر آنان حرام فرموده پوشيدهاند، گوش به علمى دهند كه آنان را سودمند باشد، در بلا و امتحان و سختى و مشقت آن چنان شادند كه ديگران در نعمت و راحت، اگر اجل حتمى