عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٤ - فرق خوف و خشيت
مهجوران به حساب مىآوردند. به اين خاطر در اجراى دستورهاى حق و گريه از خشيت الهى و توبه در پيشگاه او از فقر و قصور در عمل از همه عالم مقدمتر بودند.
اينك به شمهاى از احوال و زبان حال ايشان توجه كنيد:
حضرت اميرالمؤمنين على ٧ با آن همه عظمت و جلال- كه از طريق بندگى حق كسب كرده بود- در دعاى كميل مىفرمايد:
فكيف لى وأنا عبدك الضعيف الذليل الحقير المسكين المستكين[١]!!
من بنده ناتوان ذليل و حقير و فقير و دورمانده تو چگونه تاب آن عذاب دارم.
امام زين العابدين ٧ در صحيفه مىفرمايد:
وأنا أفقر الفقراء إليك[٢]!!
من نيازمندترين نيازمندان به توام.
و امام حسين ٧ در دعاى عرفه مىفرمايد:
إلهى كلما أحرسنى لؤمى أنطقنى كرمك[٣].
پروردگارا! تبهكاريها و ديو صفتىهايم گاهى آن چنان به رخم خيره مىشوند و مرا رو در روى ناشايست خود آن چنان قرار مىدهند كه ياراى سخنگويى از من سلب مىگردد.
با كه سخن بگويم؟ با خود! زشت سيرت آن چنان چهرهام را هولناك نموده است كه نمىخواهم با صورت خود روبرو شوم.
[١] -الاقبال: ٧٠٨؛ مصباح المتهجد: ٨٤٧.
[٢] -صحيفه سجاديه: ٧١، دعاى دهم.
[٣] -بحار الأنوار: ٩٥/ ٢٢٥، باب ٢.