عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٩ - سفارشهاى امام صادق
چشمان او قدرت ديدن روشنايى را پيدا مىكند. در اين حال مادرش را درد زاييدن مىگيرد تا طفل متولد گردد. چون از تنگناى رحم به ميدان جهان درآيد و به نوع ديگر از غذا محتاج باشد، مدبر حقيقى، همان خون كثيف را كه در رحم مادر غذاى او بود به شير لطيف مبدل گرداند و كسوت گلگون خون را از او كنده، لباس سفيد شير بر او مىپوشاند و مزه و رنگ و صفاتش را تبديل كند؛ زيرا در اين حالت اين غذا براى بدن او از غذاى سابق موافقتر است و در همان ساعت كه به اين نوع از غذا محتاج مىشود، به حكم حكيم قدير غذاى شير براى او مهياست و به الهام الهى زبان بيرون مىآورد و لبها را مىجنباند و طالب غذا مىشود و در آن وقت دو پستان مادر، براى او مانند دو مشك كوچك آويخته كه هر زمان احتياج پيدا كند برايش مهيا باشد.
تا زمانى كه بدنش تر و تازه و نازك و دستگاه گوارشش نرم و لطيف است و تاب غذاهاى غليظ را ندارد، به اين شير اكتفا مىكند و چون نشو و نما كرد و بزرگتر و قويتر شد و احتياج به غذاى غليظ پيدا كرد، تا بدنش بدان وسيله محكم شود و اعضايش قوت بگيرد، از برايش دندانهايى كه چون آسياهاى خرد كننده است روييده مىشود تا با آن غذا را بجود و فرو بردنش آسان گردد. بر اين احوال رشد مىكند تا به سن بلوغ برسد. هنگام بلوغ اگر مرد است به روى او موى مىروياند كه علامت مردان و موجب عزت ايشان است و اگر زن باشد رويش را از موى پاك مىنمايد تا حسن و طراوتش باقى مانده و موجب ميل مردان به سوى او گردد.
به زبان مزههاى مختلف را مىچشد و ميان آنها فرق مىگذارد كه كدام تلخ و كدام شيرين و كدام ترش و كدام شور و كدام گنديده و پاكيزه است.
زبان ابزارى است براى فرو دادن طعام و آب و دندانها شكل دهنده لبها است كه از درون دهان حافظ لبهاست تا سست نشوند و نياويزند. براى هريك از