عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨٦ - مراتب يقين
از مرتبه قبل بالاتر است، چون بين چيزى را به چشم ديدن و باور كردن تا شنيدن و قبول كردن خيلى فرق است.
حق اليقين به معناى متحد شدن وجود با واقعيت است؛ به نحوى كه هيچگونه راه شك و ترديدى به آن براى انسان نماند و واقعيت خارجى يا موجوديت انسان يكى گردد، به قول بابا طاهر عريان:
|
بود درد مو و درمانم از دوست |
بود وصل مو و هجرانم از دوست |
|
|
اگر قصابم از تن واكره پوست |
جدا هرگز نگردد جانم از دوست[١] |
|
حق اليقين به معناى فناى در حق و بقاى به اوست، علما و شهودا و حالا و مراد از لقاى حق در آيات قرآن همين مرتبه است[٢]، مرتبهاى كه كار دليل و برهان كار ديده نيست، بلكه نتيجه حركت الهى قلب است، قلبى كه خانه اوست و عرصه تجلى نور او و چون ديده قلب كه از آن تعبير به بصيرت مىشود، به نور يقين روشن گردد انسان مستحق عنايات خاصه و الطاف رحمانيه مىگردد و مىشنود آنچه را قبل از اين يقين نمىشنيد و مىبيند آنچه را نمىديد و مىيابد، آنچه را نمىيافت.
«منازل السائرين» كه يكى از بهترين كتب عرفانى است در باب يقين چنين مىگويد:
و يقين را سه درجه است:
اول علم اليقين و آن قبول چيزى است كه از حق ظاهر شده و به ما رسيده و قبول چيزى است كه مربوط به حق است و از ما غايب است و استقامت بر چيزى است كه قائم به حق است».
در شرح مطلب فوق مىفرمايد: «علم اليقين قبول برنامههايى است كه از طريق انبيا از قبيل ايمان و اسلام و احكام و معجزات كه همه دلالت دارند از جانب حقند
[١] -بابا طاهر.
[٢] -مراحل السالكين: ٢١.