عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٩ - اميد در روايات
خداوند به پيامبر ٦ خطاب فرمود: در قيامت حساب امتت را به تو واگذار مىكنم، عرضه داشت: الهى تو به آنان مهربانترى از من. خطاب رسيد: من تو را در ميان آنان سرشكسته نمىكنم. (كنايه از اين كه از آنان دستگيرى مىكنم).
عن جعفر بن محمد عن آبائه : قال: قال رسول الله ٦ قال الله: إنى لأستحيى من عبدى وأمتى يشيبان فى الإسلام ثم أعذبهما[١].
امام صادق ٧ از پدرانش از نبى اكرم ٦ از خداوند نقل مىكند كه خداوند فرمود: من از بندهام چه مرد چه زن كه در اسلام پير شدهاند حيا مىكنم به عذاب گرفتارشان كنم.
دخل ٦ على رجل وهو فى النزع فقال: كيف تجدك؟ قال: أجدنى أخاف ذنوبى وأرجو رحمة ربى فقال ٦ ما اجتمعا فى قلب عبد فى هذا الموطن إلا أعطاه الله ما رجا وآمنه مما يخاف[٢].
رسول خدا ٦ به مردى وارد شد كه در حال جان دادن بود، فرمود: تو را چگونه ببينم؟ عرضه داشت: در ترس از گناهانم و اميد به رحمت پروردگارم، حضرت فرمود: در اين هنگامه اين دو در دل مؤمن قرار نمىگيرد مگر اين كه خداوند به سبب اين دو واقعيت با بندهاش عمل مىكند، به آنچه اميد دارد مىرسد و از آنچه مىترسد به او ايمنى مىدهد.
قال على ٧ لرجل أخرجه الخوف إلى القنوط لكثرة ذنوبه: يا هذا يأسك من
[١] -نوادر راوندى: ٧؛ بحار الأنوار: ٦/ ٧، باب ١٩، حديث ١٤.
[٢] -محجة البيضاء: ٧/ ٢٥٣.