عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٩ - حكمتهايى از نهج البلاغه
تاريخ بشر نشانگر اين معناست كه انتقال مال و قدرت به فرزندان و اطمينان به اين كه بعد از انسان اهل و عيالش با ثروت و قدرت باقىمانده راحتند امرى است بيهوده و چه بهتر اين كه انسان اولاد و عيالش را به رب الارباب واگذارد و با فراهم آوردن زمينه تربيت آنان را به خدا بسپارد كه خداى مهربان بهترين وكيل و برترين نگهدارنده است، چه ثروتها كه از پدران باقى ماند و علت سيهروزى فرزندان شد، چه قدرتها كه به نسل بعد منتقل شد و علت ذلت نسل گرديد!!
حكمتهايى از نهج البلاغه
در پايان اين قسمت لازم است به گوشهاى از حكمتهاى سر حلقه عاشقان و مولاى عارفان على ٧ كه در اين زمينه آمده اشاره شود، تا اين ترس مذموم معالجه شده و انسان از قيد آن آزاد گردد.
حكمت ٣٤٤: قال ٧ لبعض أصحابه: لا تجعلن أكثر شغلك بأهلك وولدك، فإن يكن أهلك وولدك أولياء الله فإن الله لا يضيع أوليائه وإن يكونوا أعداء الله فما همك وشغلك بأعداء الله؟!
امام ٧ به دستهاى از يارانش فرمود: بيشترين همت و كوشش خود را براى زن و فرزند قرار ندهيد، اگر آنان از دوستان حقند كه خداوند دوستانش را ضايع نمىكند و اگر از دشمنان پروردگارند براى چه همت و كار خود را صرف دشمنان خدا مىكنيد؟!
اين كوشش و فعاليت روى چه معيارى است، مگر نه اين كه تقويت دشمنان خدا باعث كيفرى سخت براى انسان است.
حكمت ٤٠٨: قال ٧ لابنه الحسن: يا بنى لا تخلفن وراءك شيئا من الدنيا فإنك