عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٠ - ٦ - خوف از كوچكى خود، در برابر عظمت حضرت حق
متعال به گريه و استغاثه برمىخاستند و با آن همه اخلاص و عمل خود را چيزى نمىشمردند.
مىگويند: آدم پس از هبوط به زمين و خروج از بهشت بسيار گريست و نوح همان گونه كه از نام مقدسش پيداست گريههايى شديد و بس طولانى داشت[١]. ابراهيم عرضه مىداشت: در مغفرت پروردگار طمع دارم، آن چنان كه ميل دارم در قيامت از من بگذرد.
فكر كنيد ابراهيم با آن مقامى كه خداوند در قرآن برايش بيان كرده، در برابر خدا چه مىگفت تا به وسيله امين وحى به حضرت او خطاب رسيد: آيا ديدهاى دوست دوستش را دچار رنج و عذاب كند؟ به جبرئيل گفت: نه ولى هرگاه خطايم را ياد مىكنم دوستى را از ياد مىبرم، در حالى كه قرآن بر عصمت و پاكى همه انبيا، تصريح كرده است. اين خطايى كه در كلام ابراهيم آمده چيست؟ همان احساس بىنهايت كوچك بودن در برابر الله است.
به دعاهاى وارده از پيامبر ٦ و ائمه معصومين :، به خصوص دعاى كميل، مناجات شعبانيه، مناجات خمس عشر، دعاى عرفه، دعاى ابو حمزه ثمالى- كه انشاء حضرت سجاد ٧ است- بنگريد تا ببينيد با آگاهى به عظمت حق و توجه به خداى بزرگ و كوچكى خويش، انسان چگونه دچار خشيت و خوف مىشود و براى جبران كوچكى خود چگونه به بندگى با اخلاص و حركت معنوى به سوى مقام قرب اقدام مىكند؟
[١] -مرحوم مجلسى رحمه الله روايت كرده است: نام حضرت نوح« عبدالغفار» بوده است؛ اما به خاطر گريههاى شديد به« نوح» شهرت يافت.« عن ابى عبدالله ٧ قال: كان اسم نوح ٧ عبد الغفار وانما سمى نوحا لانه كان ينوح على نفسه».