عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٤ - علل ترس از مرگ
ندارد و اين ترسى است، فوق العاده مذموم و ناروا كه آيات كتاب و سنت آن را مردود دانستهاند.
دوم: ترس از اين كه به هنگام انتقال از اين جهان، دچار الم و دردى شود كه در دنيا بىنمونه بوده، اين ترس هم بيهوده و بىجاست؛ زيرا از امروز براى رنج فردا، ترسيدن صحيح نيست، با توجه به اين كه درد از عوارض جسم است، چه انسان بترسد، چه نترسد، بدن در معرض درد و الم است، علت درد مرض باشد، يا علت رنج خروج جان از بدن، علاوه براين، اگر انسان آراسته به حقايق ايمان و عمل صالح باشد، بهترين ساعت او هنگام خروج از اين جهان و ورود به آن جهان است، مگر لذت برخورد با الطاف دوست و شوق لقاى حضرت جانان، زمينهاى براى احساس درد باقى مىگذارد.
انسان مؤمن به وقت مرگ مخاطب به خطاب:
[يا أيتها النفس المطمئنة\* ارجعي إلى ربك راضية مرضية\* فادخلي في عبادي\* و ادخلي جنتي][١]؛
به سوى پروردگارت در حالى كه از او خشنودى و او هم از تو خشنود است، باز گرد.\* پس در ميان بندگانم درآى\* و در بهشتم وارد شو.
مىشوى مگر براى او دردى باقى مىماند؟
اين درد عين لذت و سرور است، در اين زمينه هيچگاه به خود ترس راه مدهيد؛ زيرا عاشق حق، فقط به فكر حق است و تحمل آن مقدار درد به هنگام پرواز به سوى محبوب بسيار آسان است و براى مؤمن از اينگونه دردها جاى هيچگونه نگرانى نيست.
[١] -فجر( ٨٩): ٢٧- ٣٠.