عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٣ - علل ترس از مرگ
علل ترس از مرگ
اما علل ترس از مرگ:
اول: وحشت از اين كه با رسيدن مرگ، همه چيز به پايان مىرسد، البته اين وحشت مخصوص ماديگران، دنياپرستان، غرق شدگان در شكم و شهوت است، آنان كه با تمام وجود به اين دنياى محدود دل بستهاند و غير آن چيزى نمىشناسند و به غير آن محبت ندارند و هرچه را مىخواهند براى امروز مىخواهند، اينان از مرگ سخت در وحشتاند؛ زيرا مرگ به خيال فاسدشان، افتادن در چاه نيستى است و تصور مىكنند موت پايان همه پيوندها و علت گسسته شدن همه روابط و درهم ريختن خطوط انس است!!
ولى علاج اين ترس و درمان اين خوف امر مشكلى نيست، اينان بايد اندكى در قرآن و فرهنگ انبيا و حيات اوليا فكر كرده، تا از مجموع اين واقعيتها براى آنان روشن شود كه بدون شك پس از اين جهان، عالمى ديگر به نام عالم آخرت وجود دارد و خط عدل كه بر تمام اجزاى خلقت گسترده شده، اقتضا دارد كه آن جهان وقوعش حتمى باشد و اگر چنين نبود، خداى بزرگ در قرآن و صد وبيست وچهار هزار پيامبر صادق القول و دوازده امام بر وقوع عالم بعد اصرار نمىورزيدند، اينان بايد فكر كنند كه معاد و برنامههاى پس از مرگ، يكى از مهمترين پايههاى دين و از تجليات عدل الهى در ميدان آفرينش است.
اعتقاد به جهان بعد، از مؤثرترين عوامل، در اصلاح اخلاق و عمل است و گمان نمىرود كسى كه مؤمن به عالم بعد است و از ايمان خود در راه تهذيب و تزكيه نفسش بهره برده از مرگ بترسد و از در رسيدن موت به خود وحشت راه بدهد.
بنابراين ترس از مرگ به عنوان پايان همه چيز، علتى جز بىخبرى از حقايق