عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٩ - ٣ - خوف از نافرمانى خدا
براى دولت حق به وجود آورد و بدون اين كه از اين آشوب كمترين بهره مادى و دنيايى ببرد؛ در بيابانى به دست مردى به قتل رسيد و آن چنان به سوء عاقبت گرفتار شد كه در كتب اسلامى از او به عنوان فردى از پيشوايان ضلالت و كفر نامبرده مىشود[١].
آرى، بيداران راه خدا و عاشقان حضرت حق، تا زندهاند، با توجه به زندگى چنين انسانهايى كه در قرآن و تاريخ از آنان ياد شده است، از عاقبت خود در ترس و وحشتند، آرى، از بركت چنين خوفى است كه هميشه مراقب خود هستند و براى دفع خطر از حيات روحانى خود، در كوشش و فعاليتاند.
بنابراين خوف از سوء عاقبت، واقعيتى است كه انسان مؤمن به آن نيازمند است و اگر با انسان نباشد، به برطرف نمودن موانع حسن عاقبت اقدام نمىكند.
٣- خوف از نافرمانى خدا
از دورترين ايام حيات براى پيشگيرى از وقوع جرم، جريمه و قانونهاى كيفرى وضع شده است جرايم و كيفرهاى شخصى و اجتماعى يكى از مهمترين عوامل ايجاد ترس در برابر انجام جرم است و نقش مهمى در كاهش مفاسد و جرايم اجتماعى را به خود اختصاص داده است.
آيين الهى كه حاوى تمام مقررات لازم براى انسان است و قوانين آن براى جلب مصلحت و دفع مفسده به نفع بشر وضع شده است، معمولا براى جرمها و گناهان دو جريمه قائل است، جريمههاى دنيايى كه نتيجه اعمال و رفتار شخصى و اجتماعى انسان است و جريمههاى آخرتى كه آن نيز مخصوص گناهان است.
[١] -سفينة البحار: ٣/ ٤٤١؛ دار الأسوه.