عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٣ - حجاب نورانى و حجاب ظلمانى
كرد، حضرت فرمود: حقيقت محو الموهوم مع صحوالمعلوم است، محو يعنى چيزى را نابود ساختن، يا نشان چيزى را نابود كردن است، موهوم در اصطلاح يعنى آنچه در ادراك قوه وهم درآيد و اينجا شايد مراد مطلق ادراك قواى باطنه ازخيال و وهم و عقل باشد.
و صحو به معنى هشيار گشتن و از مستى به هوش آمدن است و معلوم اينجا به معنى واقع و متحقق و يقين، وثابت الهويه و حاصل الذات است و مقصود آن بزرگوار، از اين عبارت آن است كه عارفان و عاشقان الهى كه سالكان ديار حقيقتاند و مسافران اقليم قدس، بايد چشم وهم كثرتبين را ببندند و ديده قلب خدابين را بگشايند؛ زيرا آن كه طالب وصال معشوق حقيقى است و مشتاق جمال شاهد ازلى، آنگاه به شهود آن حس كل رسد كه پرده موهوم عالم را از چشم بصيرت براندازد و به شهود معشوق خود، عالم و عالميان را در آتش عشق بسوزد و همه را محو و فانى در حق بيند، تا معلوم و مشهود كه حقيقت است چهره بنمايد و جمال دلآراى حق را پس از محو حجب موهوم مشاهده كند؛ زيرا تا پرده موهوم حجاب، چشم قلب است. ديده بصيرت از شهود شاهد حقيقت محروم است و سالك در سراپرده اوهام كه قرقگاه آستان حقيقت و حماى[١] پيشگاه سلطان عزت است بازماند و سرگرم به تماشاى مظاهر او گشته و مفتون به شؤون تجليات وى گردد، لذا حسن اعظم اتم الهى كه بيرون از حجب جسم و جان و پرده صورت و معناست بر او چهره ننمايد و طالب ديدار بدون محو موهوم و با سرگرم شدن به نعمت از ديدار منعم باز ماند.
اينجاست كه بايد همه بدانند، مقصود از بعثت رسولان حق و از بسط سياسيات
[١] -الحما: چيز قرق شده، چيز حمايت شده.