عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٣ - حكايت سه مرد گنهكار در قرآن
قطع رابطه كردند] تا جايى كه زمين با همه وسعت و فراخىاش بر آنان تنگ شد و [از شدت غصه، اندوه و عذاب وجدان] دلهايشان هم در تنگى و مضيقه قرار گرفت، و دانستند كه هيچ پناهگاهى از خدا جز به سوى او نيست؛ پس خدا به رحمتش بر آنان توجه كرد تا توبه كنند؛ زيرا خدا بسيار توبهپذير و مهربان است.
در شأن نزول اين آيه داستان سه نفر متخلف از جهاد را مىخوانيم كه از عمل بسيار بد خود سخت پشيمان شدند و خداى مهربان پس از توبه و انابه، از كردار زشت آنان درگذشت.
آن سه نفر از مردم مدينه و از طايفه انصار به نامهاى: كعب بن مالك، فزارة بن ربيع و هلال بن اميه بودند.
داستان آنان با كمى اختلاف كه در بعضى از تفاسير ديده مىشود بدين قرار است:
جنگى به نام «تبوك» براى مسلمانان پيش آمد. در آن جنگ به مسلمانان خيلى سخت گذشت و به فرموده قرآن در آيه ١١٩ سوره توبه براى مسلمانان ساعت عسرت و هنگامه سختى بود، جابر بن عبدالله مىگويد:
ما در اين جنگ گرفتار سه نوع سختى شديم، سختى زاد و توشه، كمبود آب، گرسنگى و تشنگى چهارپايان و پياده ماندن مردم. رهبر اسلام به فرمان خداوند ازمردم براى شركت در آن جهاد مقدس دعوت كرد. منافقان و در مدينه و اطراف آن مشغول تبليغات سوء شدند و براى سست كردن اراده مسلمانان از شركت در جنگ، به فعاليت پرداختند و گفتند: اين چه بساطى است كه هر ماه و هر هفته بايد به جهاد رفت و مال و جان به هدر داد، اين چه آيينى است كه ما را از زندگى