عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٨ - حجاب نورانى و حجاب ظلمانى
|
و فى كل شىء له آية |
تدل على أنه واحد[١] |
|
و ممكن است افراد كامل مكمل از نفوس قدسيه انبيا و اوليا مقصود باشد كه مظهر وجه اللهاند، آرى، آنان هياكل توحيد و مظهر آثار و مظهر توحيد و خليفة الله و رحمة للعالميناند.
كلام حضرت كه به اينجا رسيد، كميل عاشق حق از آن مظهر رب تقاضاى اشراق ديگر مىكرد، چون پاسخ «اطف السراج فقد طلع الصبح»[٢] شنيد، چراغ انيت خود و شهود و توجه و طلب و اراده و اشتياق خويش را به كلى خاموش و غير خدا، همه را فراموش كرد كه خورشيد معرفت و صبح حقيقت بر او طالع گرديد و ديجور قلب آن عارف را به نور خويش روشن گردانيد.
آرى، هنگامى كه عارف به ديده باطن، آفتاب وجود حق و اشراق اعظم تام فوق التمام الهى را ديد و آن نور ابهر، انور، اشد فوق نامتناهى را به چشم قلب مشاهده كرد، ديگر انوار ضعيف، وجود خود و وجودات ظلى فقرى عالم از نظرش به كلى ناپديد گردد و در مقابل آن خورشيد اعظم انور، فوق حد و نهايت، شمع وجود محدود خلق و انيت خود را خاموش سازد.
|
نظرى كه ديد در خود به صفاى دل خدا را |
به خدا دگر نبيند نه خود و نه كدخدا را |
|
|
بگشاى چشم حيرت كه جمال يار بينى |
كه بسوخت برق غيرت پر عقل و هوش ما را |
|
|
به چراغ عقل كم جوى زبىنشان نشانى |
بر آفتاب تابان چه بها بود سها را |
|
[١] -اسرار التوحيد، محمد منور.
[٢] -چراغ را خاموش نما كه صبح دميد.