قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٤ - ترسيم حقايق در قالب داستان
يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ»[١].
اين آيه حكايتگر اين واقعيت است كه انسان داراى فطرتى توحيدى است.
سرشت انسان همزاد با توحيد و يكتاگرايى است؛ چنان كه در حديث مشهور از رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمده است: «كلّ مولود يُولد على الفطرة»[٢]. از آيههاى «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»[٣] و نيز «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ. وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»[٤] همين معنا قصد شده است. اين آيهها به پيمانى اشاره دارد كه در نهاد انسان به وديعه نهاده شده است و هركس به درون خود بازگردد، آشكارا، اين پيمان را مىيابد، از اين رو امير مؤمنان تصريح مىكند: «پيامبران برانگيخته شدند تا گنجينههاى نهان خرد انسان را بكاوند.»[٥]
نشانههاى توحيد و يكتا بودن خداوند، آشكارا در جانهاى نوع بشر وجود دارد، اما ممكن است گرد و غبار غفلت، آن را پوشانده باشد. عقل، حجت باطنى خداوند است و پيامبران، حجتهاى ظاهرى او هستند. آنها براى پشتيبانى عقل و خرد آمدهاند.[٦] امام كاظم عليه السلام مىفرمايد: «خداوند- تبارك و تعالى- با عقل،
[١] . اعراف، ١٧٢:« هنگامى را[ ياد كن] كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذريّه آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه گرفت كه آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند:" چرا، گواهى داديم" تا مبادا روز قيامت بگوييد كه ما از اين امر غافل بوديم.»
[٢] . بحارالانوار، ج ٣، ص ٢٨١، حديث ٢٢ و عوالى اللئالى، ج ١، ص ٣٥، حديث ١٨.
[٣] . روم، ٣٠:« روى خود را با گرايش تمام به حق، به سوى اين دين كن، با همان سرشتى كه خدا مردم رابر آن سرشته است.»
[٤] . يس، ٦٠ و ٦١:« اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد؛ زيرا وى دشمنآشكار شماست؛ و اينكه مرا بپرستيد. اين است راه راست.»
[٥] . نهج البلاغه، با تصحيح و حواشى صبحى صالح، خطبه اول، ص ٤٣.
[٦] . بنگريد به: اصول كافى، ج ١، ص ١٦، حديث هشام.