قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥١ - كورش همان بنده نيك خدا
حركت و توانى، جز به مدد خداوند انجام نمىپذيرد و خداست كه خوبى را به او الهام كرده و او را در راه سعادت و بهروزى بندگان و بهسازى سرزمينها، رهنموده است. اين مسئله به روشنى، در رفتار حكيمانه كورش با ملتهاى گوناگون نماياناست.
دكتر خضر مىنويسد: به اعتقاد بسيارى از تاريخنگاران، كورش فرمانروايى با درايت، دورانديش، با اراده و مهربان بوده است و به هر كارى دست مىزد، تا آن را به انجام نمىرساند، رها نمىكرد و بيش از آنكه بر قدرت خود تكيه كند، متكى به عقل و انديشه بود.
برخلاف فرمانروايان آشورى و بابلى، با ملتهاى شكست خورده به نيكى و مهربانى رفتار مىكرد و فرماندهان مغلوب را گرامى مىداشت؛ به گونهاى كه از آنان دوستانى صميمى مىساخت كه هنگام نياز، به يارى او بر مىخاستند.
عدالت، بال و پر خويش را بر همه مردمان تحت فرمان وى گسترده بود و از رود سند تا درياى اژه و از خليج عدن تا نواحى درياى خزر، سرزمين پهناورى را شامل مىشد. نظامى كه اين فرمانرواى بزرگ در قلمرو امپراطورى گستردهاش پايهريزى كرده بود، كارى شگفت است كه براى هميشه در تاريخ شرق، بلكه در تاريخ جهان ماندگار خواهد بود.
به حق، وى حاكمى پر عطوفت و روشن ضمير بود كه به سوى نيكى فرا مىخواند و شاهنشاه بزرگ لقب گرفت. اين لقبگذارى، الگويى عمومى براى همه پادشاهان ايران شد.
علامه ابوالكلام آزاد معتقد است كه كورش تعاليم فيلسوف و حكيم مشهور، زردشت را به كار مىبست و به نيكى فرا مىخواند و معتقد به حيات اخروى و بقاى روح بود. وى همچنين معتقد است كه تعاليم زرتشت، محور دعوت به سوى صفاى نفس و نيك كردارى بوده و همه انواع بتپرستى در آن ممنوع بوده است.