قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٨ - نكته
يهود، براى اثبات رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله؟ خداوند بسى بلند مرتبهتر و فراتر از اين است.
آيا سخنان برخى از گذشتگان در اينباره و نيز همگامى برخى از معاصران با آن، با نظر قرآن درباره يهود همخوان است؟ چگونه آيههاى قرآن درباره تعداد آن جوانان يا مدت درنگشان در غار، به تصوير كشيدن معارف يهود است وحال آنكه قرآن همه پستىها و كاستىها را به آنان نسبت داده و آنان را از خود رانده است؟
ناهنجارتر آنكه همسانى با فرهنگ و دانستههاى يهود، ملاك راستگويى پيامبر صلى الله عليه و آله و آسمانى بودن رسالتش باشد. هيچ خرد و منطقى اين را نمىپذيرد و هر شخص عادى از اين نفرت دارد كه گفتار دروغگو، ميزان راستى سخن وى باشد، پس چگونه مىشود خداوند عزّوجلّ چنين كارى كرده باشد؟[١]
بررسى قصصى كه حقّانيت آن انكار مىشود
اگر ماجراهايى را كه تاريخى بودن و واقعيت داشتنش زير سؤال رفته، محققانه وبا ديد ژرف بررسى كنيم، خواهيم ديد كه انعكاس واقع است، نه خيالى و تمثيلى.
امروزه نشانهها و آثار بيشتر قضايايى كه قرآن داستان آن را بازگفته است، كشف شده و درستىِ آن آشكار گشته است.
بحث خود را از بخش آخر سخن خليل عبدالكريم درباره سرگذشت بنى اسرائيل و مصر- كه در تاريخ مصر اشارهاى به حوادث آن نشده است-[٢] آغاز مىكنيم و در پاسخ مىگوييم: بسيارى از حوادث مصر باستان در تاريخ ثبت نشده
[١] . الفن القصصى فى القرآن، ص ٤٠٩ و ٤١٠.
[٢] . همان، ص ٤١٦.