قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٦ - نگاهى گذرا به اسكندر مقدونى
فصل برداشت محصول، همه را نابود كرد.
٤. ملخ؛ دستههاى انبوهى از ملخ هجوم آوردند و كِشتهها را خوردند و محصولات از بين رفت.
٥. شپش؛ برخى گفتهاند: مقصود كرمى است كه دانههاى گياهى را فاسد مىكند و برخى ديگر آن را كنه مىدانند كه به چهارپايان مىچسبد و همانند شپشِ انسان، خون را مكيده وسلب آسايش مىكند. در تورات بهجاى آن، پشه آمده است.
٦. وزغها؛ آنقدر اين حيوان فراوان شده بود كه روى بستر، درون اثاثيه و ظروف و غذاى آنها مىافتاد و زندگى را بر آنان تلخ كرده بود.
٧. خون؛ زيد بن اسلم مىگويد: خداوند ريزش خون بينى (خوندماغ) را بر آنان مسلط كرد؛ به گونهاى كه به ستوه آمدند.
٨. نابودى اموال؛ پيوسته در كار و كسبشان دچار زيان مىشدند.
٩. دست سپيد (يد بيضاء)؛ زمانى كه موسى دستش را در گريبانش فرو مىبرد و سپس بيرون مىآورد، سپيد مىشد؛ بدون آنكه از سر عيب باشد.
استاد عبدالوهّاب نجّار پس از آنكه كلام مفسران را در اين باره ياد مىكند، ترجيح مىدهد كه نه آيه به شرح ذيل باشد: ١. خشكسالى؛ ٢. كاهش اموال؛ ٣.
كاهش افراد؛ ٤. كاهش ميوهها؛ ٥. طوفان؛ ٦. ملخ؛ ٧. شپش؛ ٨. وزغها؛ ٩. خون.[١]
تورات آياتى را كه موسى براى فرعون و هوادارانش آورد، دوازده آيه بر شمرده است:
١. تبديل عصا به مار (سفر خروج، باب ٧: ١٢).
[١] . قصص الانبياء، عبدالوهّاب نجّار، ص ١٩٨.