قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٩ - مذهب كورش و شواهدى بر ايمان او
اينها اصول و اساس دين زرتشتى بود و چنين منابع اخلاقى مىتواند شخصيت بىنظير اخلاقى كورش را به وجود آورد.
با اين تفصيل، اگر بپذيريم كه ذوالقرنين دين مزْديسنى داشته است، نه تنها قرآن ايمان او به خدا و روز حساب را ثابت كرده، بلكه او را از دريافتكنندگان وحى الهى شمرده است؛ بنابراين آيا نبايد دين زرتشت، دينى آسمانى باشد؟ چرا؛ لازم به نظر مىرسد و دليل هم براى ردّ اين الزام نداريم؛ زيرا در سطرهاى گذشته ثابت شد كه دين زرتشت، دين توحيد و اخلاق فاضله بوده و پرستش آتش[١] و عقيده ثنويت[٢] از آن دين نيست، بلكه از بقاياى مذهب مجوسى[٣] «مادى» بوده كه بعدها با مبانى
[١] . در واقع پرستش آتش و مقدس دانستن آن در ميان نبوده است، بلكه براى آتش جايگاهى قرار دادهبودند تا براى استفاده روزمره عموم، هميشه روشن باشد. در آن روزگار، آتش روشن كردن براى مردم دشوار بود، پس مكان ويژهاى براى روشن نگه داشتن آتش ايجاد مىكردند تا به صورت شبانهروزى در خدمت مردم باشد و كسى آن را خاموش نسازد؛ بنابراين مجوس هيچگاه آتش را مقدس نمىدانست يا آن را معبود خود قرار نداده بود، بلكه به سبب استفادهاى كه براى عموم داشت، آن را محترم مىشمرد. اين مسئله به تدريج، به صورت يك سنت در آمد و با وجود آنكه امروزه ديگر به چنين كارى نياز نيست، اما اين سنت به تقليد از گذشتگان باقى است. فردوسى دراين باره مىگويد:
|
مگويى كه آتشپرستان بُدَنْد |
پرستنده نيك يزدان بُدَنْد |
|
[٢] . دين زرتشت براساس ثنويت؛ يعنى اعتقاد به وجود دو خداى خير و شر نبوده است، بلكه[ در اين دين] خداى واحدى وجود دارد كه اهورامزدا باشد و آفريننده همه چيز است و چون او خير محض است، مخلوقاتش همه خيرند. شر نيز كار اهريمن يا شيطان است كه با تسويلات خود جلب شر مىكند.
زرتشت به اين مسئله تصريح كرده است كه خدايى وجود ندارد كه خالق شرور باشد، بلكه آنچه هست، مظهر شرور است كه وى آن را انگره مينو يا اهرمن ناميده است كه همان شيطان نزد مسلمانان باشد.
[٣] . مجوس واژهاى عبرى- عربى است كه معرّب« موغوش» يا« موگوش» است. گروهى براى پرستشآتش در كوهها، معابد و قربانگاههايى مىساختند. اين معابد را روحانيانى به نام مُغ( موگوش) اداره مىكردند و همين كلمه بعدها نماياننده آتش پرستى شد كه به عربى و عبرى، مجوس خوانده شد.