آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٦٨ - قاعده دوم تسلط نفس بر افعال ارادى خويش
قاعده دوّم: تسلّط نفس بر افعال ارادى خويش
نفس انسانى بر افعال ارادى خود تسلّط كامل دارد، و افعال ارادى خود را بدون هرگونه مانع و مزاحمى انجام مىدهد. و به عبارتى ديگر: انسان همواره اين احساس وجدانى روشن را دارد كه داراى اختيار كامل است، و از قدرت تصميمگيرى كامل در مورد رفتارهاى ارادى خود برخوردار است.
ميرزاى نائينى مىگويد:
«فإنّ النفس تامّة التأثير في العضلات من دون أن يكون لها مزاحم في سلطانها وملكها»[١].
زيرا نفس بر عضلات «آلات فعل» تسلّط و تأثير كامل دارد بدون آن كه در سلطنت و ملك خود مزاحمى داشته باشد.
ميرزاى نائينى از اين دو قاعده چنين نتيجه مىگيرد كه: اكنون كه مقدمات فعل ارادى يعنى تصور فعل و تصديق به فائده آن و نيز اراده فعل، اختيارى نيستند و از سوئى، نفس تسلّط كامل بر فعل خود دارد، بنابراين، در اينجا عنصر واسطهاى وجود دارد كه ملاك اين تسلّط كامل نفس بر افعال خويش است، اين عنصر همان است كه از آن به «اختيار يا طلب» تعبير مىشود. طلب يا اختيار عملى است نفسانى كه پس از شكلگيرى اراده و مقدمات آن، توسط نفس انسانى انجام مىگيرد.
بدين ترتيب ميرزاى نائينى بر مدّعاى خود استدلال مىكند، و اضافه مىكند كه تنها راه گريز از اشكال معروف فخر رازى همين راه است زيرا در غير اين صورت اشكال نامبرده بدون پاسخ خواهد ماند.
فخر رازى مىگويد: «لازمه اختيارى بودن فعل غير اختيارى بودن آن است، زيرا اختيارى بودن فعل به اين است كه معلول اراده باشد، لكن اراده خود محكوم علّتهايى است كه اراده را به نحو وجوب و ضرورت ايجاد مىكنند، پس سرانجام فعل اختيارى به عدم اختيار منتهى مىشود.
پاسخ به اين شبهه همين است كه فعل ارادى معلول اراده نيست بلكه ميان اراده و فعل واسطهاى وجود دارد كه «اختيار يا طلب» است و اين اختيار يا طلب معلول اراده نيست، بلكه نشأت گرفته از ذات نفس است و رابطه ميان «اختيار يا طلب» و نفس انسانى رابطه علّيّت ايجابى
[١] . اجود التقريرات، ج ١، ص ٩١.