آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٦ - توحيد الهى و مسأله عليت و آزادى
ديگر نخستين مباحث فلسفى و كلامى است كه در تاريخ تفكر فلسفى اسلامى پا به عرصه ظهور گذاشته است.
در نهج البلاغه- منتخبى از گفتارهاى امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع) (تاريخ شهادت ٤٠ هجرى)- كه نخستين متن اسلامى است كه به مباحث پيچيده فلسفى پرداخته است، در زمينه توحيد الهى مباحث مهمى مطرح شده كه به عنوان نمونه به متن ذيل اشاره مىكنيم:
«اول الدين معرفته، وكمال معرفته التصديق به، وكمال التصديق به توحيده، وكمال توحيده الإخلاص له، وكمال الإخلاص له نفي الصفات عنه لشهادة كل صفة انها غير الموصوف، وشهادة كل موصوف انه غير الصّفة، فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه، ومن قرنه فقد ثناه، ومن ثناه فقد جزّأه، ومن جزأه فقد جهله، ومن جهله فقد أشار إليه، ومن أشار إليه فقد حدّه، ومن حدّه فقد عدّه، ومن قال فيم؟ فقد ضمّنه، ومن قال: علامَ؟ فقد أخلى منه، كائن لا عن حدث، موجود لا عن عدم، مع كل شيء لا بمقارنة، وغير كل شيء لا بمزايلة، فاعل لا بمعنى الحركات والآلة».
آغاز دين معرفت اوست، و كمال معرفت او تصديق به اوست، و كمال تصديق به او توحيد اوست، و كمال توحيد او اخلاص براى اوست، و كمال اخلاص براى او نفى صفات از اوست، زيرا هر صفتى گواه بر آن است كه جز موصوف خود است، و هر موصوف گواه است بر اين كه جز صفت خويش است، پس هر كس خدا را وصف كند براى او قرينى انگاشته، و هر كس براى خدا قرينى بيانگارد، او را دو پنداشته، و هر كس او را دو پندارد، او را بخش كرده، و هر كس خدا را بخش كند او را نشناخته، و آن كس كه او را نشناسد به او اشاره مىكند، و آن كس كه به او اشاره كند او را محدود كرده، و هر كس او را محدود كند او را به شمار و عدد در آورده است، و هر كس كه درباره او بگويد در كجاست؟ او را درون چيزى پنداشته، و آن كس كه درباره او بگويد: روى چيست؟ مكانى را از او تهى دانسته است، بودى است كه پديد نيامده، و هستى است كه از عدم بر نخواسته، با همه چيز است لكن نه بمعناى همتايى، و جز همه چيز است لكن نه به معناى جدايى، كننده است لكن نه به معناى جنبش و ابزار[١].
و نيز از جمله مباحث فلسفى مطرح شده در نهج البلاغه مسائل مربوط به قضا و قدر الهى است.
[١] . نهج البلاغه، خطبه ١.