درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٠ - نقد اين ديدگاه
نقد اين ديدگاه
بطلان اين نظريه، نياز چندانى به برهان ندارد؛ زيرا با اندكى تأمّل، روشن مىشود كه ملاحظات سياسى، مبناى اصلى آن بوده است، نه باورهاى علمى و دينى. در عين حال، دلايل ذيل، بطلان اين ديدگاه را روشن مىسازند:
يك. اجتهاد در برابر نصّ قرآن
نظريّه بىنياز بودن قرآنشناسى از سنّت، در مقابل آياتى است كه پيامبر خدا را مُبيِّن و مفسّر وحى، معرّفى كرده و اطاعت از ايشان را مانند اطاعت از خداوند، واجب نمودهاند.[١] همچنين آياتى از قرآن، تأكيد دارند كه اين كتاب، روشنگر همه چيز است، مثل:
«لَقَدْ أَنْزَلْنا آياتٍ مُبَيِّناتٍ.[٢]
تحقيقاً آياتى روشنگر را فرو فرستاديم».
«هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ.[٣]
اين، بيانى براى مردم است».
«نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ.[٤]
و اين قرآن را كه روشنگر هر چيزى است، بر تو فرو فرستاديم».
[١]. مانند آيه ٤٤ از سوره نحل و آيه ٩٢ از سوره مائده.
[٢]. نور: آيه ٤٦.
[٣]. آل عمران: آيه ١٣٨.
[٤]. نحل: آيه ٨٩.