درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٥ - ١٤ تفسير باطنى
ظاهرِ آن، كسانى هستند كه [آيات] قرآن در باره آنها نازل شده است و باطنِ آن، كسانى هستند كه مانند آنها عمل كردهاند، و آنچه در باره آن كسان نازل شده، در باره اينان نيز جارى است.
و در روايتى ديگر از ايشان آمده:
ظَهرُهُ تَنزيلُهُ، وبَطنُهُ تَأويلُهُ، مِنهُ ما قَد مَضى، ومِنهُ ما لَم يَكُن، يَجرى كَما يَجرِى الشَّمسُ وَالقَمَرُ، كُلَّما جاءَ تَأويلُ شَىءٍ مِنهُ يَكونُ عَلَى الأَمواتِ كَما يَكونُ عَلَى الأَحياءِ، قالَ اللَّهُ:
«وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»[١]
نَحنُ نَعلَمُهُ.[٢]
ظاهرش همان تنزيل آن است، و باطنش، تأويل آن، كه چيزهايى از آن قبلًا تحقّق يافته است و چيزهايى از آن، هنوز تحقّق نيافته است. مانند خورشيد و ماه حركت مىكند (/ قرآن با جريان خورشيد و ماه، جريان دارد). هر گاه تأويل چيزى از آن فرا رسد، براى مردگان، چنان خواهد بود كه براى زندگان است.
خداوند فرموده است: «و تأويلش را جز خدا و ريشهداران در دانش، كسى نمىداند»
. ما آن را مىدانيم.
گفتنى است كه هر چند تبيين برخى از لايههاى باطنى قرآن از باب «جَرْىْ و تطبيق» است، با اين حال، از آن جا كه بخشى از روايات تفسيرى، به تبيين معانى باطنى قرآن اختصاص دارد، مانند آنچه مرحوم كلينى در تفسير «حم\* وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ\* إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ...»[٣] گزارش كرده- كه مقصود از «حم»، «محمّد صلى الله عليه و آله»، و
[١]. آل عمران: آيه ٧.
[٢]. بصائر الدرجات: ص ١٩٦ ح ٧ وص ٢٠٣ ح ٢، بحار الأنوار: ج ٩٢ ص ٩٧ ح ٦٤.
[٣]. دخان: آيات ١- ٣.