درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩ - الف - فهم قرآن، بىنياز از سنت
اختلافاً؛ فلا تُحَدِّثوا عَن رَسولِ اللَّه صلى الله عليه و آله شَيئاً، فَمَن سَأَلَكُم فَقولوا:
بَينَنا و بَينَكُم كِتابُ اللَّه؛ فَاستَحِلّوا حَلالَه وحَرِّموا حَرامَهُ.[١]
پس از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله [ابو بكر] صدّيق، مردم را جمع كرد و گفت: شما از پيامبر خدا احاديثى را نقل مىكنيد كه در آنها اختلاف داريد، و بعد از شما، مردم، بيشتر [در اين باره] اختلاف خواهند كرد. بنا بر اين، از پيامبر خدا چيزى نقل نكنيد، و هر گاه كسى [در باره حديثى] از شما پرسيد، بگوييد: كتاب خدا در ميان ما و شما هست؛ حلال آن را حلال شماريد و حرامش را حرام.
از برخى نقلهاى محدّثان برمىآيد كه در قرن سوم نيز اين ديدگاه، مطرح شده است. شافعى در كتاب جماع العلم، بابى را با اين عنوان، مطرح كرده است:
«حكايةُ قولِ الطائفةِ التى رَدّتِ الأخبارَ كلَّها»
؛[٢] يعنى: نقل گفتار گروهى كه همه احاديث را رد كردند.
اين ديدگاه، هر چند در تاريخ اسلام، حتّى در ميان اهل سنّت، دوام نياورد، با اين حال، اخيراً طرفدارانى پيدا كرده است.[٣]
[١]. تذكرة الحفّاظ: ج ١ ص ٢.
[٢]. جماع العلم: ص ١١٢، الام، شافعى: ج ٧ ص ٢٧٣.
[٣]. در سال ١٩٠٦ م، محمّد توفيق صدقى، با نگارش مقالهاى با عنوان« الإسلام هو القرآن وحده»، به اين موضوع، دامن زد( مجله المنار، سال ٩ ص ٥١٥. نيز براى ديدن مقالاتى كه در نقد اين رأى نوشته شدهاند، ر. ك: همان: ص ٦١٠، ٦٩٩ و ٩٠٦). سپس در هند و پاكستان، گروهى با عنوان« القرآنيون»، شكل گرفت( در اين زمينه، ر. ك: القرآنيون و شبهاتهم حول السنّة، خادم احسان الهى بخش؛ تدوين السنّة النبويّة، محمّد بن مطر الزهرانى: ص ٤٦- ٦٤؛ دفاع عن القرآن الكريم: السيّد محمّدرضا الجلالى: ص ١٧- ٢٦).