درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٦ - ٢ عدم حجيت خبر ثقه در تفسير
فرض، اين است كه خبر ثقه، همراه با قرينهاى نيست كه احتمال خطا را نفى نمايد. در اين فرض، سيره عقلا همانند ادلّه تعبّد به حجّيت خبر ثقه نمىتواند علم و معرفت به واقع پديد آورد.
به سخن ديگر، حصول علم و معرفت، تابع وجود مقدّمات آن است.
اگر مقدّمات آن تحقّق يافت، معرفت به دست مىآيد. اگر تحقّق نيافت، با بناى عقلا و تعبّد، تحقّق نمىيابد. بنا بر اين، ادلّه عقلى و نقلى حجّيت خبر ثقه، با فرض احتمال خطاى مُخبر، نمىتوانند موجب علم و معرفت شوند.
ثانياً: استدلال به «محروميت از سخنان اهل بيت عليهم السلام و بزرگان صحابيان و تابعيان، در فرض عدم اعتبار خبر ثقه» نمىتواند حجّيت سخنى را كه عقلًا و شرعاً حجت نيست، اثبات نمايد؛ زيرا با فرض اعتبار خبر ثقه و علمآور بودن آن نيز مشكل محروميت يادشده حل نمىشود؛ چون روايات تفسيرىاى كه توسط راويان ثقه نقل شده باشند، بسيار اندك اند، مگر اين كه مقصود از اعتبار، اعتبار نسبى باشد كه در تبيين نظريه سوم خواهد آمد.
٢. عدم حجّيت خبر ثقه در تفسير
شمار ديگرى از پژوهشگران بر اين باورند كه حجّيت خبر ثقهاى كه موجب علم يا اطمينان نيست، تنها در حوزه مسائل تعبّدى و فقهى است؛ امّا در معارف تفسيرى و كلامى، خبر واحد، حجّيت ندارد.
شيخ طوسى، از جمله نخستين كسانى است كه اين گونه اخبار را در معارف تفسيرى، بويژه در مواردى كه راه وصول به آن علم است، حجّت نمىداند.[١]
[١]. ر. ك: التبيان فى تفسير القرآن: ج ١ ص ٧ و ٨.