درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٢ - نقد دليل دوم
ويژه پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندان ايشان است؛[١] امّا اين، بدان معنا نيست كه معارف قرآن، به طور مطلق، بالاتر از فهم عامّه مردم است و پژوهشگران دينى نبايد به متن قرآن، مراجعه كنند؛ زيرا:
اوّلًا قرآن كريم تصريح مىفرمايد:
«هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ.[٢]
اين (قرآن)، روشنگرى براى مردم است».
و مردم را به تدبّر در آيات خويش، فرا مىخواند:
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ.[٣]
كتابى است خجسته كه به سوى تو فرستاديم تا در آيات آن بينديشند و خردمندان از آن پند گيرند».
و كسانى را كه در آن تدبّر نمىكنند، بدين گونه مورد عتاب قرار مىدهد كه:
«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها.[٤]
آيا در قرآن نمىانديشند، يا بر دلهايشان قفلهايى زده شده است؟».
چگونه مىتوان سخنى را كه براى مردم، قابل فهم نيست، «بيان»
[١]. ر. ك: ص ٢٦( سطح حقايق قرآنى) و ص ٩٨( فهم قرآن از طريق سنت تنها در برخىسطوح) و ص ٩٩( عرصههاى نقشآفرينى سنّت در معرفت دينى).
[٢]. آل عمران: آيه ١٣٨.
[٣]. ص: آيه ٢٩.
[٤]. محمّد: آيه ٢٤.