درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٩ - سه تأويل غاليان
خورد و سمره، اقدام به چنين خيانتى كرد.[١] همچنين در تبيين شأن نزول آياتى در باره شمارى از پيامبران مانند يوسف عليه السلام و داوود عليه السلام نسبتهاى ناروايى به آنان داده شد، تا اگر مدّعيان جانشينى پيامبر خاتم نيز مرتكب گناه شدند، مشكلى ايجاد نكند. گفتنى است كه نادرست بودن اين گونه روايات، توسط اهل بيت عليهم السلام بيان شده و نيز بسيارى از مفسّران نخستين شيعه و اهل سنّت، مانند: شيخ طوسى، امين الاسلام طَبْرِسى، فيض كاشانى و فخر رازى، گزارشهاى مورد اشاره را نقد كردهاند.[٢]
سه. تأويل غاليان
يكى ديگر از عرصههاى ورود جعل به احاديث تفسيرى، نسبت دادن برخى از آيات قرآن توسط غاليان، به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام بود.
گفتنى است كه آنان در ابتدا، خود را در صف شيعيان و دوستداران اهل بيت جازدند؛ امّا خاندان رسالت، نه تنها از آنها اظهار برائت كردند، بلكه آنان را به شدت مورد طعن و لعن قرار دادند. در روايتى آمده كه به امام صادق عليه السلام گزارش شد كه ابو الخطاب در تفسير آيه «وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ»[٣] مىگويد: مقصود از «إله»، همان «امام»
[١]. شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، ج ٤ ص ٧٣، دانشنامه امير المؤمنين عليه السلام، ج ١٢ ص ٤٩٢( با توضيحاتى از نگارنده).
[٢]. ر. ك: التبيان فى تفسير القرآن: ح ٦ ص ١٢١ و ١٢٤، مجمع البيان: ج ٥ ص ٣٨٧، تفسير الصافى: ج ٣ ص ١٣- ١٥، التفسير الكبير( مفاتيح الغيب): ج ١٨ ص ١١٥.
[٣]. زخرف: آيه ٨٤.