درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢ - چهار گرايشهاى تفسيرى
٣. در اين روش تفسير قرآن، اعتبارسنجى و ارزيابى روايات پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام از اهميّت ويژهاى برخوردار است.[١] ٤. نگارش تفسيرى با ويژگىهاى ياد شده، كار يك نفر نيست؛ بلكه نيازمند كار جمعى از دانشمندان متخصص و كارآمد در زمينههاى مرتبط با تفسير است.[٢]
چهار. گرايشهاى تفسيرى
مراد از گرايشهاى تفسيرى، نمودهاى تخصصىِ تفسير قرآن در زمينههاى مختلف علمى و فرهنگى است، مانند: تفسير كلامى، تفسير اخلاقى، تفسير ادبى و بَلاغى، تفسير تربيتى و امثال اينها.
گفتنى است كه گرايشهاى تفسير، ريشه در تمايلات ذهنى و روانى مفسّر دارد. در واقع، تخصّصهاى علمى مفسّر، ذوقيات، و دغدغههاى او نسبت به مسائل مورد نياز جامعه، در كنار هم، زمينهساز گرايش مختلف تفسيرى و پديد آمدن تفاسير متنوّع با نمودهاى گوناگون مىگردد.
براى نمونه مىتوان به فقه القرآن راوندى، كنز العرفان فاضل مقداد، أحكام القرآن ابن عربى و زبدة البيان فى أحكام القرآن محقّق اردبيلى اشاره كرد كه تفاسير فقهى اند يا المنار رشيد رضا، فى ظلال القرآن سيّدِ قطب و
[١]. ر. ك: ص ١٣٣( فصل ششم: حجيت روايات تفسيرى) و ص ١٤٣( فصل هفتم: آسيبشناسى تفسير قرآن).
[٢]. اميدواريم تأسيس« پژوهشكده تفسير اهل بيت عليهم السلام» در« مؤسّسه علمى- فرهنگى دار الحديث» گامى در جهت اين حركت بزرگ باشد!