درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠ - و - تفسير جامع
منبع معرفتى دارد: حس و تجربه، عقل، شهود،[١] و وحى.
هر يك از سه منبع نخست، در حوزهاى به كار آدمى مىآيد؛ ولى از آن جا كه وحى، به معناى اتّصال به عالم الوهيت است، اين محدوديت را ندارد و مىتواند آدمى را در همه عرصهها يارى كند، گرچه وحى، خود حوزههايى را به انسانْ واگذار كرده است.
دو. از آن رو كه قرآن كريم، از سوى خداوند براى هدايت و كمال انسان نازل شده، به تمامى جهات انسانى و عرصههاى زندگى وجود او نظر دارد و در بيان معارف و آموزهها از تمامى شيوهها و راهها بهرهمند شده است؛ هم به حوزه امور حسّى و تجربى پرداخته و مطالب فراوانى در زمينه آيات آفاقى برشمرده است، و هم به عرصههاى تعقّل و تفكّر وارد شده و آدمى را بدان فرا خوانده است، و هم آدمى را به سير در آيات انفسى دعوت مىكند.
بنا بر اين، فهم هر يك از اين آموزهها مىبايست با روش معرفتى مناسب آن صورت گيرد.
بر پايه اين دو حقيقت، تفسير فراگير و جامع از آيات قرآنى بايد بر پايه مبانى صحيح صدورى و دلالى قرآن و با استفاده از تمامى منابع معرفتى و قواعد تفسيرى صورت پذيرد وگرنه، تفسير، يكسويه و ناقص خواهد بود.
مىتوان گفت كه بسيارى از مفسّران، در صدد تدوين تفسير جامع
[١]. مراد از شهود به عنوان يك منبع معرفتى، اصل شهود فى الجمله است و يقيناً برخى سوء استفادهها از عنوان شهود و يا تخيّلها را جاى شهود قرار دادن، منظور نيست.