درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦ - سه روشهاى تفسيرى
سه. روشهاى تفسيرى
روش تفسير قرآن را مىتوان «چگونگى شناخت معنا و كشف مقصود قرآن، با استفاده از ابزارها و منابع مربوط» تعريف نمود.
در واقع، روش تفسير قرآن، راهى است كه مفسّر براى رسيدن به مفاهيم اصلى و مقاصد حقيقى آيات اين كتاب آسمانى انتخاب مىنمايد.
به سخن ديگر، هر مفسّر، راه و روش خاصّى را در پردهبردارى از مراد خداوند متعال در آيات قرآن، معتبر مىشمارد: يكى معتقد است كه تنها راه معتبر در تفسير روايات، پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام است؛ ديگرى بر اين باور است كه در تفسير بايد بر قرآن و رواياتْ تكيه كرد؛ سومى براى عقل نيز در كنار قرآن و روايات، نقش مستقلى قايل است؛ ديگرى مىگويد تفسير قرآن از طريق علوم تجربى نيز امكانپذير است، و سرانجام، ديگرى، قرآن را سراسر رمز و راز مىداند و تنها راه گشودن رمز مفاهيم آن را كشف و شهود مىپندارد.
بر اين اساس، روش تفسيرى هر مفسّر، هماهنگ با منبع شناختى است كه وى براى فهم مقاصد اصلى قرآن، معتبر مىداند. از اين رو، روش تفسيرى، دومين مبناى تفسير قرآن و در طول مبانى صدورى و دلالى اين كتاب آسمانى است كه اختلاف در آن، چه بسا موجب اختلاف در فهم مراد خداوند متعال مىگردد.
با عنايت به مطالب پيشگفته، منابع شناختى كه مفسّر مىتواند بر پايه آنها روش تفسيرى ويژهاى را انتخاب كند عبارت اند از: وحى،