درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩ - ب - تفسير قرآن به سنت
علّامه طباطبايى و شاگردان ايشان نقش اصلى، در گسترش آن داشتهاند.
نمونههايى از تفسير قرآن به قرآن، عبارت اند از:
يك. آلاء الرحمن فى تفسير القرآن، محمّد جواد بلاغى (م ١٣٥٢ ق)؛
دو. أضواء البيان فى ايضاح القرآن بالقرآن، محمّد امين ابن محمّد مختار (١٣٠٥- ١٣٩٢ ق)؛
سه. الميزان فى تفسير القرآن، علّامه طباطبايى (١٣٢١- ١٤٠٢ ق)؛
چهار. التفسير القرآنى للقرآن، عبد الكريم خطيب؛
پنج. الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن، محمّد صادقى تهرانى (م ١٣٩٠ ش).[١]
ب- تفسير قرآن به سنّت
تفسير قرآن به سنّت،[٢] كهنترين روش تفسير قرآن به شمار مىرود.
مقصود از اين روش، آن است كه مفسّر قرآن، از سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام و نيز سخنان صحابه [نزد اهل سنّت] براى روشن شدن مفاد آيات و مقاصد آن استفاده كند.
مىتوان گفت كه در دورههاى نخستين، روش رايج در تفسير، تكيه بر نقل بوده است و در دورههاى بعد و با پيدايش گرايشهاى فكرى و علمى در ميان مسلمانان، روش تفسير قرآن به سنّت (تفسير اثرى)، به عنوان يكى از روشها در كنار روشهاى ديگر قرار گرفت كه البته فراز
[١]. جهت آگاهى بيشتر از تفسير قرآن به قرآن، ر. ك:
- مبانى و روشهاى تفسير قرآن، عباس على عميد زنجانى: ص ٣٥٩- ٣٧١؛ - تسنيم،[ آية اللَّه] عبد اللَّه جوادى آملى: ج ١؛ - منطق تفسير قرآن، محمّدعلى رضايى اصفهانى.[٢]. تفسير قرآن به سنّت را تفسير اثرى، حديثى يا روايى نيز گفتهاند.