درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦ - ٣ جامعيت
و درياهاى آن، بوستانهاى عدل و آبگيرهاى آن، پايههاى اسلام و بنيان آن، و درّههاى حق و دشتهاى آن است. دريايى است كه هر چه از آن آب بردارند، آبش تمام نمىشود، و چشمههايى است كه هر اندازه از آنها آب بكشند، خشك نمىشوند. آبشخورهايى است كه هر اندازه وارد شوندگان از آنها بنوشند، آبشان كاستى نمىگيرد، و منزلگاههايى است كه مسافران، راه آنها را گم نمىكنند، و نشانههايى است كه از چشم رهپويان، پوشيده نمىمانَد، و پُشتههايى است كه روندگان، از آنها نمىتوانند بگذرند.
خداوند، آن را سيراب كننده عطشِ دانشوران، و بهار دل دانايان، و شاهراه نيكان، و دارويى كه پس از آن، دردى نمىماند، و نورى كه هيچ تاريكىاى با آن نيست، و ريسمانى كه گِرههايش استوار است، و قلعهاى كه ستيغ آن، بلند [و دست نايافتنى] است، و براى كسى كه آن را حامى خويش گيرد، [مايه] عزّت [و قدرت]، و براى كسى كه به آن وارد شود، [مايه] سلامت، و براى كسى كه از آن پيروى كند، هدايت، و براى كسى كه خود را به آن نسبت دهد، عذر، و براى كسى كه با آن سخن گويد، برهان، و براى كسى كه به وسيله آن ستيزه كند، گواه، و براى كسى كه با آن حجّت آورد، [مايه] پيروزى، و براى كسى كه به آن عمل كند، نگه دارنده، و براى كسى كه آن را به كار وا دارد، مَركب، و براى كسى كه نشانه جويد: نشانه، و براى كسى كه سپر بخواهد، سپر، و براى كسى كه فرا بگيرد، دانش، و براى كسى كه روايت كند، خبر، و براى كسى كه داورى كند، حكم قرار داده است.