درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٦ - ٣ تفسير لفظى
گفتنى است، رواياتى كه قرآن را با قرآن تفسير كردهاند نيز اقسامى دارند. مثلًا گاه، فرايند تفسير، به يك مسئله اعتقادى يا اجتماعى بر مىگردد، مانند روايتى كه بدان اشاره شد، گاه يك حكم فقهى است، مانند اين كه قطع دست سارق از كجا بايد انجام شود،[١] و گاه يك مسئله عقلى[٢] و گاه، مسائلى ديگر است.
٣. تفسير لفظى
پارهاى از روايات تفسيرى، واژهاى را با واژهاى ديگر تفسير و تبيين كردهاند، مانند اين كه واژه «رقيب» در «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً»،[٣] به «حفيظ» تفسير شده،[٤] يا «متجانف» در «غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ»،[٥] به «متعمّد» تفسير گرديده،[٦] يا «لنعلم» در آيه «لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ»،[٧] به «لنرى»[٨] و «أ لم تر» در آيه «أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ»،[٩] به معناى «ألم تعلم»
[١]. تفسير العياشى: ج ١ ص ٣٢٠ ح ١٠٩.
[٢]. التوحيد: ص ١٦٢، الكافى: ج ١ ص ١٤٤ ح ٦.
[٣]. نساء: آيه ١.
[٤]. بحار الأنوار: ج ٢٣ ص ٢٦٩ ح ٢٠.
[٥]. مائده: آيه ٣.
[٦]. تفسير القمى: ج ١ ص ١٦٢.
[٧]. بقره: آيه ١٤٣.
[٨]. تفسير القرطبى: ج ٢ ص ١٥٦.
[٩]. فجر: آيه ٦.