درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٧ - دو بيان شأن نزول شمارى از آيات
صورت آشكار به سراغ مردم مىآمد، تا اين كه به سراغ موسى آمد تا او را قبض روح كند. موسى دو چشم او را درآورد، و فرشته مرگ برگشت. از آن پس است كه به صورت پنهانى مىآيد!
گفتنى است برخى مفسّران شيعى و اهل سنّت (فخر رازى، ابن كثير، آلوسى، شيخ طوسى، طَبْرِسى، علّامه طباطبايى و...)، در تفسيرهاى خود، اين روايات را نقد كردهاند.[١]
دو. بيان شأن نزول شمارى از آيات
شأن نزول آيات قرآن، به دليل نقشى كه در تفسير و تبيينِ مقاصد آن دارد، عرصه ديگرى است براى سوء استفاده جاعلان حديث.
انگيزههاى شخصى و اجتماعى سودجويان از يك سو، و نيازهاى سياسى برخى از زمامداران جهان اسلام به فضيلتسازى براى خود و گذشتگان خويش، و گنهكار جلوهدادن انبياى الهى از سوى ديگر، ايجاب مىكرد كه شأن نزول شمارى از آيات قرآن را به دلخواه خود تحريف كنند. براى نمونه مىتوان به جريانى كه ابن ابى الحديد در باره
[١]. ر. ك: التفسير الكبير: ج ٢٦ ص ١٨٩( در ردّ داستان مربوط به داوود عليه السلام ذيل آيه ٢١ و ٢٢ سوره ص و نيز آيه ٣٤ همين سوره) و ج ١٨ ص ١١٤( در باره حضرت يوسف عليه السلام)، تفسير ابن كثير: ج ١ ص ٥ و ج ٣ ص ١٩١ و ج ٤ ص ٢٣٦( در ردّ تفسير« ق» به كوهى محيط بر زمين در سوره قاف)، تفسير روح المعانى: ج ١ ص ٣٤٣ و ج ٢ ص ١٦٨( در معناى« تابوت عهد»)، التبيان فى تفسير القرآن: ج ١ ص ٣٨٤، مجمع البيان: ج ٨ ص ٧٣٦، ذيل آيه ٢١ سوره« ص»، الميزان فى تفسير القرآن: ج ١ ص ٣٢٤ و ج ١١ ص ١٢٣- ١٣٤ و ص ١٦٧( در داستان حضرت يوسف عليه السلام)، نيز، ر. ك: علّامه طباطبايى و حديث، شادى نفيسى: ص ٤٠٠- ٤٧٥( فصل هفتم).