درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠ - ٢ التفسير و المفسرون
پژوهشگران مسلمان، آن را دنبال كردند و هنوز نيز از موضوعات تازه و قابل توجّه به شمار مىرود. مرورى بر نوشتارهاى يكصد سال اخير نشان مىدهد كه عمدهترين تلاشها در زمينه جريانشناسى تفاسير و كشف و ضبط روشها و گرايشها از اين قرارند:
١. مذاهب التفسير الإسلامى[١]
اين كتاب، نخستين اقدام در جهت جريانشناسى تفاسير مسلمانان است. در اين كتاب، تفاسير اسلامى چنين تقسيم شدهاند: يك. تفسير به مأثور؛ دو. تفسير در پرتو عقيده؛ سه. تفسير در پرتو تصوّف؛ چهار. تفسير در پرتو فرقههاى دينى؛ پنج. تفسير در پرتو تمدّن اسلامى.
٢. التفسير و المفسّرون[٢]
اين كتاب، دومين اثر در اين زمينه به شمار مىرود.[٣] ذهبى در اين كتاب، روشهاى تفسيرى را اين گونه دستهبندى كرده است: يك.
تفسير مأثور؛ دو. تفسير به رأى (اعم از جايز و مذموم).
وى تفسير به رأى مذموم را تفسير فرقههاى اسلامى مىداند و اين
[١]. اين كتاب به سال ١٩٢٠ م، توسط گلدزيهر( ١٨٥٠- ١٩٢١ م) شرقشناس يهودى مجارستانى تأليف گرديد و يكبار در سال ١٩٤٤ م، توسط على حسن عبد القادر به زبان عربى ترجمه شد و بار ديگر در سال ١٩٥٤ م، دكتر عبد الحليم نجار، آن را ترجمه و منتشر كرد و سپس در سال ١٣٨٣ ش، به زبان فارسى درآمد.
[٢]. نوشته محمّد حسين ذهبى( ١٩١٥- ١٩٧٧ م).
[٣]. ذهبى اين اثر را در سال ١٩٤٦ م، جهت دريافت رتبه استادى به دانشگاه الأزهر ارائه كردو در سال ١٩٦١ م، در سه جلد، وارد بازار نشر شد.