درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩١ - نقد دليل دوم
تحميل كند. او معناى آيه را مىگويد، نه رأى خود را (در باره مقصود آيه).
بنا بر اين، مقصود از حرمت تفسير به رأى، تحميل آراى مبتنى بر حدس و گمان و استحسان، بر قرآن است و شامل حمل الفاظ اين كتاب آسمانى بر معانى واضح لغوى و عرفى آن نمىشود.[١] مؤيّد اين مدّعا، احاديثى است كه اهل بيت عليهم السلام در آنها روش استخراج احكام اسلام از قرآن را به اصحاب خود، تعليم دادهاند.
نمونه روشن آن، روايت عبد الأعلى است كه مىگويد:
قُلتُ لِأَبى عَبدِ اللَّهِ عليه السلام: عَثَرتُ فَانقَطَعَ ظُفرى فَجَعَلتُ عَلى إصبَعى مَرارَةً، فَكَيفَ أصنَعُ بِالوُضوءِ؟
قالَ: يُعرَفُ هذا و أشباهُهُ مِن كِتابِ اللَّهِ عز و جل:
«ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ»
.[٢] امسَح عَلَيهِ.[٣]
به امام صادق عليه السلام گفتم: پايم لغزيد و ناخنم شكست و من، مقدارى مرهم روى انگشتم گذاشتهام. حال، براى وضو چه كنم؟
فرمود: «حُكم اين و امثال آن، از كتاب خداوند عز و جل دانسته مىشود: «خدا در دين، بر شما سختى قرار نداده است». بر آن [انگشتِ مرهم نهاده]، مسح كن».
نقد دليل دوم
بى شك، فهم معارف قرآن، مراتبى دارد كه احاطه به همه مراتب آن،
[١]. براى توضيح بيشتر، ر. ك: فرائد الاصول: ج ١ ص ١٣٥( الأمارات المعمولة فى استنباط الأحكام الشرعيّة من ألفاظ الكتاب و السنّة).
[٢]. حج: آيه ٧٨.
[٣]. الكافى: ج ٣ ص ٣٣ ح ٤، تهذيب الأحكام: ج ١ ص ٣٦٣ ح ١٠٩٧.