درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨١ - نقد اين ديدگاه
اين آيات، بىترديد، بدين معنا نيستند كه همه معارف قرآن، براى همه مردم، واضح و روشن است و نيازى به تفسير و تبيين ندارد؛ بلكه معارف قرآن، مراتبى دارد و هر كس به حسب استعداد و ظرفيت فكرى و روحى خود، از روشنايى و روشنگرى اين كتاب آسمانى، پرتو مىگيرد.
دو. اجتهاد در برابر نصّ پيامبر صلى الله عليه و آله
تصميم پيامبر صلى الله عليه و آله در باره نوشتن چيزى كه مانع از گمراهى امّت شود، به روشنى نشان مىدهد كه قرآن، به تنهايى، مانع گمراهى نيست. تجربه تاريخ اسلام هم اين واقعيت را تأييد كرده است و اگر نبود جز اين كه نظريه بىنيازى قرآن از سنّت، اجتهاد در برابر سخن كسى است كه به تصريح قرآن، از سرِ هوس، سخن نمىگويد[١] و اطاعت از او، اطاعت از خداست[٢] و مردم، موظّف به انجام دادن همه اوامر او هستند،[٣] همين براى اثبات بطلان آن، كافى بود.
سه. اجماع امّت اسلامى بر نيازمندى به سنّت
اجماع مسلمانان در عمل كردن به سنّت و معتبر دانستن آن به عنوان
[١]. مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى\* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى؛ و از سرِ هوس، سخن نمىگويد. اين( قرآن)، بجز وحىاى كه وحى مىشود، نيست»( نجم: آيه ٣- ٤).
[٢]. مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ؛ هر كس پيامبر را اطاعت كند، خداوند را اطاعتكردهاست»( نساء: آيه ٨٠).
[٣]. ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛ آنچه را كه پيامبر به شما داده است، بگيريد و از آنچه شما را باز داشته، باز ايستيد»( حشر: آيه ٧).