استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٨٦
آوردن حجّ قِران يا حجّ افراد است.
حُجّت: آنچه اعتماد و عمل كردن بر طبق آن جايز است و با عمل به آن، مكلّف در پيشگاه خداوند معذور است.
حَجّة الاسلام: حجّى كه به واسطه وجود شرايط استطاعت، در تمام عمر يك بار بر مكلّف واجب مىشود.
حِجْر اسماعيل: به ديوار كوتاه قوسى شكل كه در سمت غربى خانه كعبه قرار دارد و مكان محصور بين اين ديوار قوسى و ديوار غربى خانه كعبه (كه دو طرف آن ركن عراقى و ركن شامى است) گفته مىشود.
حَجَر الاسود: سنگى كه در ركن شرقى كه نزديك در كعبه است قرار دارد و بوسيدن و دست كشيدن بر آن مستحب است و طواف خانه خدا از مقابل آن شروع و به آن ختم مىشود.
حجيّت: حجّت بودن (حجّت).
حجيّت تعبّدى: حجّت بودن يك چيز به واسطه آن كه شارع مقدّس آن را براى ما حجّت قرار داده و ما هم به جهت اطاعت وتعبّد نسبت به شارع مقدّس آن را حجّت مىدانيم.
حدّ (شرعى): مجازاتى كه از نظر شرع مقدار آن معيّن شده است، مثل حدّ زنا، حدّ دزدى و حدّ شربخوارى.
حدّ ترخّص: مقدار مسافتى كه وقتى مسافرى كه قصد مسافت شرعى را كرده و محلّ اقامت خود را ترك نموده، به آن جا رسيد، لازم است آثار سفر، مثل شكسته خواندن نماز را رعايت نمايد و همچنين در بازگشت از سفر با رسيدن به آن جا از حال سفر خارج مىشود. ميزان در حدّ ترخّص بنا بر احتياط نشنيدن اذان محلّ اقامت و نديدن ديوارهاى آن است.
حدّ سفر شرعى مسافت شرعى.
حدّ نصاب نصاب.
حَدَث: حالتى كه به جهت از بين رفتن طهارت در انسان ايجاد مىشود و گاهى به خودِ سببى كه طهارت را از بين مىبرد (مثل خروج بول و منى) نيز اطلاق مىشود.
حدث اصغر: حالتى كه به سبب پيش آمدن آنچه كه موجب وضو مىشود (مثل خروج بول و غائط)، در انسان ايجاد مىشود.
حدث اكبر: حالتى كه به واسطه پيش آمدن آنچه كه موجب غسل مىشود (مثل جماع و حيض)، در انسان ايجاد مىشود.
حدود: جمع حد (حدّ شرعى).
حُديبيه: حدّ غربى حرم مكه است كه حدود ٤٨ كيلومتر با مسجد الحرام فاصله دارد.
حرام: كارى كه شرعاً ممنوع است و بايد ترك شود و انجام دادن آن گناه محسوب مىشود و انجام دهنده آن مستحق عقاب است، مثل خوردن شراب.
حرج: مشقّت و سختى و دشوارى شديد.
حرج شخصى: مشقّت و سختى شديد براى شخص معيّن.
حرج نوعى: مشقّت و سختى شديد براى