استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٨٤
تنجيس: نجس كردن.
تنعيم: نام مسجدى است در خارج حرم مكه و يكى از مصاديق ادنى الحل است.
تنقيه: اماله كردن، داخل كردن مايعات در امعاء و احشاء از مخرج غائط براى پاك كردن معده و روده و رفع يبوست.
تورّك: نشستن بر روى ران چپ، به طورى كه روى پاى راست بر كف پاى چپ قرار بگيرد.
اين گونه نشستن در نماز مستحب است.
تورّم: بالا رفتن مستمر ميانگين قيمت اجناس و پايين آمدن ارزش و قدرت خريد پول.
توصّلى: عملى كه در آن قصد قربت و امتثال امر شارع، شرط صحّت آن نيست و بدون قصد قربت نيز مجزى و كافى است، مانند امر به معروف و نهى از منكر. توصّلى در مقابل تعبّدى قرار دارد.
تيمّم: مسح كردن پيشانى و پشت دو دست به صورت مخصوص با خاك و مثل آن، به قصد طهارت. تيمّم در شرايط خاصّى جانشين غسل يا وضو مىشود.
تيمّم بدل از غسل: تيمّمى كه جانشين غسل شود.
تيمّم بدل از وضو: تيمّمى كه جانشين وضو شود.
تيمّم جبيرهاى: تيمّم در حالى كه جبيره در اعضاى تيمّم وجود داشته باشد و نحوه انجام دادن آن در توضيح المسائل آمده است.
ثقه: فرد مورد اعتماد و اطمينان.
ثُلث تَرَكه: ١٣ اموال باقى مانده از ميّت، پس از برداشتن چيزهايى كه از اصلِ تركه برداشته مىشود. وصيت ميّت درثلث تركه نافذ است.
ثمن: قيمت و بهاى كالا. ثمن در برابر مثمن (كالايى كه خريدارى مىشود) قرار دارد.
جاهل به حكم: كسى كه حكم شرعى چيزى را نمىداند.
جاهل به موضوع: كسى كه نسبت به موضوع خارجى جهل دارد، مثل اين كه نمىداند مايعى كه در دست اوست، شراب است تا نجس و خوردن آن حرام باشد يا آب است تا پاك و خوردنش حلال باشد.
جاهل قاصر: كسى كه جهل و ندانستن او به سبب كوتاهى كردن خود او نباشد.
جاهل مقصّر: كسى كه جهل ونادانى او به سبب كوتاهى كردن خود او باشد.
جبيره: چيزى كه با آن زخم، دمل يا عضو شكسته را مىبندند و دارويى كه روى آنها مىگذارند.
جدال: از محرّمات حج است و آن سوگند خوردن براى اثبات يا ردّ مطلبى است به گفتن مثلِ «لا واللَّه» و «بلى واللَّه».
جرح، جراحت: زخم، بريدگى و آسيب در بدن.
جروح: جمع جرح (جرح).
جعرانه: نقطهاى است خارج از حرم مكه و