استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣١٥ - مواردى كه نه قضاى روزه واجب است و نه كفاره روزه
پاسخ: اگر در نهايت، كسى وظيفهاش استغفار باشد و استغفار كند و بعد هم قادر بر به جا آوردن كفّاره نباشد و فوت كند، ظاهراً چيزى بر عهده ورثه نيست؛ ولى اگر استغفار نكرده، بنا بر احتياط كفّاره از تركه پرداخت گردد.
[١٢٣٢] سؤال ١٢٤: آيا مىتوان براى كسى كه روزه ماه مبارك رمضان را از روى عمد افطار مىكند، علاوه بر كفّاره، جريمه ديگرى قائل شد؟
پاسخ: اگر مستحل نباشد ولكن افطار كردن او از روى علم و عمد باشد، علاوه بر كفّاره، اصل تعزير در مورد او ثابت است.
مواردى كه نه قضاى روزه واجب است و نه كفّاره روزه
[١٢٣٣] سؤال ١٢٥: در ابتداى تكليف كه براى خوردن سحرى بيدار مىشديم، پدرمان به ما مىگفت كه تا آخر اذان مىتوانيد غذا بخوريد و ما همين طور عمل مىكرديم. آيا اين روزههايمان قضا دارد يا خير؟
پاسخ: اگر نمىدانيد كه پس از طلوع فجر چيزى خوردهايد يا نه، قضا ندارد.
[١٢٣٤] سؤال ١٢٦: مكلّفى توانايى روزه گرفتن در روزهاى گرم و بلند تابستان را ندارد و گرفتن روزه را به روزهاى كوتاه و خنك پاييز و زمستان موكول مىكند؛ ولى قبل از رسيدن آن ايّام از دنيا مىرود. آيا قضا كردن روزهها از طرف او واجب است يا خير؟ اگر وصيت كرده باشد كه اين روزهها را به نيّت قضاى روزه ماه رمضان از طرف من به جا آوريد، چه حكمى دارد؟
پاسخ: قضاى روزههاى مذكور در سؤال، اگر قبل از فوت كردن، توانايى روزه گرفتن نداشته، از طرف او واجب نيست؛ اما اگر آن طورى كه در سؤال ذكر شده، وصيت كرده باشد، احتياطاً از ثلث تركه پرداخت كنند و نيابتاً از طرف او به قصد رجا، روزه گرفته شود.
[١٢٣٥] سؤال ١٢٧: روزهدارى كه بدون تحريك و لمس و ملاعبه، منى از او خارج شود، آيا