انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٩٥ - ب - امام
فرمان ما هدايت مىكردند، و به ايشان انجام كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند».
(وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ):[١] «و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند، برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مىكردند».
در توضيح واژه «امام» در اين آيات، علامه طباطبائى مىنويسد:
كلمه «امام» به معناى مقتداست و خداى سبحان، افرادى از بشر را به اين نام ناميده كه جامع آنان اين است كه بشر را با امر خدا هدايت مىكنند؛ همچنان كه در باره ابراهيم (ع) اين اسم را به كار برده و فرمود: (إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً)[٢] و در باره سايرين فرموده است: (وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا)[٣] افراد ديگرى را كه مقتدا و رهبر گمراهانند ائمه كفر خوانده و فرمود: (فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ)[٤] و نيز تورات را امام خوانده و فرمود: (وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً)[٥] و چه بسا از آن استفاده شود كه كتابهاى آسمانى كه مشتمل بر دين تازه و شريفند مانند كتاب نوح و ابراهيم و عيسى و محمد (عليهم السلام) همه امام باشند؛ و نيز لوح محفوظ را امام خوانده و فرمود: (وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ)[٦].[٧]
[١]. سجده: ٢٤.
[٢]. بقره: ١٢٤.
[٣]. انبيا: ٧٣.
[٤]. توبه: ١٢.
[٥]. هود: ١٧.
[٦]. يس: ١٢.
[٧]. الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٣، ص ١٦٥.