انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٧٥ - راه خدايى
موازى يكديگر بوده و هيچ گاه به مقصدى مشترك نمىرسند؛ بلكه ميان مقصد و رهروان هر دو تفاوت ماهوى وجود داشته و چگونگى حركت در هر دو نيز با ديگرى متفاوت است؛ برخى از آيات، تقابل اين دو را چنين ترسيم كردهاند: مؤمنان در مسير سبيلالله حركت مىكنند و مسير كافران و اولياى شيطان، سبيل طاغوت است.
تعبير قرآنى از راه خدايى «صراط مستقيم»، «سبيلى» و ... است. علامه طباطبائى در تبيين اين راه ذيل آيه «اهدنا الصراط المستقيم» مىنويسد:
صراط مستقيم راهى است به سوى خدا، كه هر راه ديگرى كه خلايق به سوى خدا دارند، شعبهاى از آن است، و هر طريقى كه آدمى را به سوى خدا رهنمايى مىكند، بهرهاى از صراط مستقيم را داراست؛ به اين معنا كه هر راهى و طريقهاى كه فرض شود، به آن مقدار آدمى را به سوى خدا و حق راهنمايى مىكند كه خودش از صراط مستقيم دارا و متضمن باشد؛ اگر آن راه مقدار اندكى از صراط مستقيم را دارا باشد، رهرو خود را كمتر به سوى خدا مىكشاند، و اگر بيشتر داشته باشد، بيشتر مىكشاند؛ اما خود صراط مستقيم، بدون هيچ قيدوشرطى رهرو خود را به سوى خدا هدايت مىكند و مىرساند؛ به همين جهت خداى تعالى نام آن را صراط مستقيم نهاد؛ چون كلمه «صراط» به معناى راه روشن است؛ زيرا از ماده «ص- ر- ط» گرفته شده كه به معناى بلعيدن است؛ و راه روشن، گويى رهرو خود را بلعيده، و در مجراى گلوى خويش فرو برده، كه ديگر نمىتواند اين سو و آن سو منحرف شود، و نيز نمىگذارد كه از شكمش بيرون شود.