انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٢٧ - ترديد و تذكر
انسان، منكر رستاخيز
هرچند واژه انسان دوبار در آيه ياد شده بيان گرديده، ولى مصداق خارجى آن دو، يكى است؛ در برخى از روايات، مصداق آن، شخصى به نام «عاص بن وائل» معرفى شده است.[١] البته خود آيه در اينكه مراد از انسان در اين آيه عموم انسانهاست يا گروهى خاص، نظرى ندارد.
بيشتر مفسران با تعابيرى گوناگون، انسان مورد اشاره در اين آيه را افراد باورمند به كفر دانستهاند؛ ازاينرو واژه «انسان» در آيه هرچند مفرد است، اما معناى جمع داشته و مراد از آن تمامى افراد منكر قيامت است.[٢] برخى از مفسران نيز بر اين باورند كه مراد، معتقدان به تفكر دهرى است كه منكر قيامت هستند؛[٣] در جمعبندى آراى مفسران مىتوان گفت كه مخاطب اين آيه با توجه به آيات پيشين آن، عموم انسانهايى هستند كه در تحقق آموزه معاد ترديد دارند. شايان ذكر است در قرآن اطلاق انسان بر كافرى كه به آخرت ايمان ندارد، رايج است.[٤]
ترديد و تذكر
آيه (وَ يَقُولُ الْإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا)[٥] از انگاره ترديد انسان در حيات دوباره و پس از مرگ خبر مىدهد؛ ترديدى كه آن را با پرسشى آميخته به انكار و تعجب بيان مىكند.[٦] استفهام در «أَ إِذا» ناشى از
[١]. الدر المنثور في تفسير المأثور، ج ٤، ص ٢٧٩.
[٢]. مجمع البيان، ج ٦، ص ٨٠٩.
[٣]. البرهان في تفسير القرآن، ج ٣، ص ٧٢٥.
[٤]. التحرير والتنوير، ج ١٤، ص ٣٤.
[٥]. مريم: ٦٦.
[٦]. التبيان فى تفسير القرآن، ج ٧، ص ١٤٠؛ تفسير الصافى، ج ٣، ص ٢٨٨.