انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٢٢ - فراسوى آفرينش انسان
همسرم نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شدهام؟"». ممكن است تصور شود كه شگفتى زكرياى نبى[١] از فرزنددارشدن در هنگام پيرى، با مقام پيامبرى وى سازگارى ندارد و دور از ذهن بودن قدرت الهى بر انجام اين كار، با ايمان وى به خداوند انطباقپذير نيست. براى زدايش اين شبهه پاسخهاى زير را مىتوان ارائه نمود:
اوّل) بيان زكريا، تنها نوعى عكسالعمل در برابر قدرت الهى است و نه انكار امكان آن؛ حتى مىتوان تعبير او را جملهاى پرسشى دانست كه دراينصورت، معناى سخن وى چنين خواهد شد: آيا فرزنددارشدن من در همين حالت پيرى اتفاق خواهد افتاد؟ يا اينكه من به حالت جوانى بازخواهم گشت؟[٢]
دوم) بر فرض كه بيان زكريا (ع) به معناى استبعاد و دور از ذهن بودن باشد، با دقت در آيه مىتوان دريافت كه استبعاد در اينجا به خداوند يا قدرت الهى معطوف نيست، بلكه به خود زكريا و همسرش باز مىگردد؛ به ديگر سخن، نقص در سبب (زكريا) است نه مسبب (خداوند)؛ زيرا زكريا اين ضعف را به خود و همسرش نسبت مىدهد نه به خداوند؛ ازاينرو نمىتوان به وى خرده گرفت كه چرا تحقق آن را از قدرت الهى دور مىدانست؛ همچنين تعبير (قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ) نيز سبق لسانى است كه براى انسان در هنگام روبهرو شدن با امور خارقالعاده رخ مىدهد؛[٣] چنان كه همين اعجاب، از مريم (عليهاالسلام) در هنگام
[١]. التبيان فى تفسير القرآن، ج ٧، ص ١١٠؛ التحرير والتنوير، ج ١٦، ص ١٥.
[٢]. التبيان فى تفسير القرآن، ج ٧، ص ١١٠.
[٣]. الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج ١٨، ص ٢٦٣.